images/slideshow/0.jpg
images/slideshow/001.jpg
images/slideshow/01.jpg
images/slideshow/1.jpg
images/slideshow/10.JPG
images/slideshow/11.jpg
images/slideshow/3.jpg
images/slideshow/5.jpg
images/slideshow/6.jpg
images/slideshow/9.JPG

دست از سر کچلشان بردارید

تا کی می‌خواهید همه تلاش و پشتکار شبانه روزی مسئولان را در فضای مجازی و غیرمجازی علنی کنید تا ثواب کارشان را کمتر نمایید؟ یک درصد فکر کنید شاید برای اینکه ریا نشود دم نمی‌زنند، شما چرا پابرهنه وارد زندگی خصوصی و عمومی آنها می‌شوید؟ بدانید و آگاه باشید ای کسانی که حسادت می‌کنید و غرض میورزید از اینکه فرزند آدم سرشناسی پورشه سوار می‌شود یا اسلحه روسی حمل می‌کند یا با حوریان بهشتی خود در ونزوئلا عکس می‌گیرد و یا فرزندش را در بلاد کفر به دنیا می‌آورد، آن دنیا آه این مظلومان یقه شما را سر پل ذهاب می‌گیرد که چرا به مسئولان، سلبریتی‌ها و فرزندانشان اینقدر گیر می‌دادید.

ادامه مطلب

کلاغ‌ پر

یکی بود یکی نبود. در سرزمینی همین دور و ورا زمین‌های زیبا و پربرکتی وجود داشت که هر چه می‌کاشتند چند برابرش را برداشت می‌کردند. روزی از روزها تعدادی کلاغ برخی از دانه‌های مزارعی که کشاورزان با کلی زحمت کاشته بودند را خوردند. مزرعه‌داران ناراحت و نگران از تکرار این ماجرا با اکثریت آرا تصمیم گرفتند با تعدادی مترسک قرارداد همکاری ببندند تا بتوانند با این روش بال کلاغ‌ها را از مزارع کوتاه نمایند.

ادامه مطلب

خا موش

روزی روزگاری در سرزمینی دور همین دور و برا موش باهوشی در مزرعه‌‌ای سرسبز زندگی می‌‌کرد. این موش علاوه بر هوش، اعتقاد به موشیت هم داشت، یعنی پایند اخلاقیات موشی بود. بدین صورت که از ته مانده‌های مزرعه تغذیه می‌کرد و کاری با مزرعه‌‌دار و محصولات زراعی محل زندگیش نداشت. این موش باهوش هر روز که از لانه‌‌اش بیرون می‌رفت علاوه بر گشتن دنبال یک لقمه نان، رفت و آمدهای مزرعه را نیز زیر نظر می‌گرفت تا بتواند برای آینده‌اش برنامه‌ریزی کند. ولی چون اوضاع مزرعه همیشه قمر در عقرب بود، هر بار هر برنامه‌ای می‌ریخت فایده‌ای برایش نداشت و روز به روز اوضاع لانه و انبار خورد و خوراکش دچار لطمه بیشتری می‌شد.

ادامه مطلب

فیلتر و میلتر

یکی بود، یکی نبود. در سرزمینی نه چندان دور یک آقا فیله و یک خانوم میله زندگی می‌کردند. با خانوم میله که تا آخر داستان کاری نداریم، چون ممکن است خیلی‌ها دچار حرکات غیرقابل پیش‌بینی و منشوری شده و عنان کار از دست مسئولان امر خارج گردد. پس بر می‌گردیم به آقا فیله خودمان.

ادامه مطلب

ماست مالیزیشن

یکی بود، یکی نبود. در سرزمینی خیلی نزدیک همین بغل محله خودمان که همه چیز ارزان بود یک آقا فیوز زندگی می‌کرد که پُرفیوز بود و برای خودش مولد نوری محسوب می‌شد. اخوی این بزرگوار کلیدساز و معروف بود به آقا آجیل مشکل گشا.

ادامه مطلب

هیچی به هیچی

بسته‌های اینترنت پاک به زودی در سراسر کشور دوست و همسایه عرضه خواهد شد. وزیر محترم عدم ارتباطات کشور دوست و همسایه با بیان این موضوع فرمودند که منبعد بسته‌های اینترنتی متنوعی برای عرضه به مردم شریف کشورشان تعریف خواهند کرد. وی افزود این بسته‌های جدید برای تحکیم خانواده و افزایش شادی در بین آحاد ملتشان در رنگ‌ها‌ و طرح‌های گوناگون عرضه خواهد شد. وی همچنان خاطر نشان کرد بسته‌های اینترنتی هیچی به هیچی جهت خریداری و عدم استفاده به صورت ابدی جزو افتخارات‌شان بوده و در دنیا کم نظیر که هیچ بلکه بی‌نظیر است. وی در ادامه فرمایشاتش گفت ما در جهان مثل خیلی از زمینه‌ها مخصوصا در این زمینه نه تنها پیشتاز بوده بلکه یکه تاز هستیم. ایشان اظهار امیدواری کرد که با ادامه روند فعلی جهت تنوع بسته‌های موجود و برای افراد حرف گوش نکن بسته‌های سیمخارداردار و مینداردار هم وارد بازار نمایند. ایشان در خاتمه اعلام کردند این بسته‌ها کار ما نیست ولی ما به آن اقتدا و افتخار می‌کنیم. امیدواریم ملت بزرگ ما هم که البته چیزی از آنها باقی نمانده است، به آن افتخار کنند.

پوشک یا موشک، مسئله اینست!

این روزها با توجه به کمیاب یا بهتر بگویم نایاب شدن پوشک باید به چند نکته مهم و کلیدی در رابطه با کمبود پوشک در جامعه توجه کرد. در شرایط عادی با توجه به اینکه پوشک‌ها به صورت اسمی تولید داخل محسوب می‌شوند و امسال هم قرار است همه آحاد مردم مخصوصا مسئولین امر در این زمینه دُر افشانی نمایند

ادامه مطلب

پرت و پلا – جون ما بکنید یه درصد

شایعه شده که سهم 50 درصدی ایران تو دریای کاسپین یا همون خزر خودمون شده 11 درصد! خب چه کاریه، برای رفاه بیشتر مردم اون 11 درصد رو می‌کردید یه درصد و خلاص. کلی مردم ایران هم کیف می‌کردند هم کف.

ادامه مطلب

جینگیلیا، فینگیلیا و گینگیلیا

یکی بود، یک نبود. در سرزمینی خیلی دور فینگیلیا زندگی می‌کردند و در سرزمینی کمی نزدیک‌تر جینگیلیا پای به عرصه وجود گذاشته بودند. مردم این دو سرزمین که در حد فوق بالا در فلاکت و بدبختی مطلق زندگی می‌کردند،

ادامه مطلب

سینگلی شیفته و شِفته می‌شود

اولین بار که به خودم اومدم رو به ندای درونم کردم و گفتم: ندا جان من عاشق و شیفته تو شدم.

ندای درونم ناگهان یک چک آبدار خواباند زیر گوشم و گفت: مگه تو خواهر مادر نداری؟!

گفتم: ندا جان، ناسلامتی تو ندای درون منی‌ها، چرا جوگیر میشی؟! ظاهرا بیلبرد زیاد نگاه میکنی تو سطح شهر.

ادامه مطلب

مقالات دیگر...

شبکه های اجتماعی من

 

کلا حقوقی نمی‌گیریم که بخواد محفوظ باشه، ولی شما رعایت کنید!

طراحی و اجرا "مینا وب "