images/slideshow/0.jpg
images/slideshow/001.jpg
images/slideshow/01.jpg
images/slideshow/1.jpg
images/slideshow/10.JPG
images/slideshow/11.jpg
images/slideshow/3.jpg
images/slideshow/5.jpg
images/slideshow/6.jpg
images/slideshow/9.JPG

فیلتر و میلتر

یکی بود، یکی نبود. در سرزمینی نه چندان دور یک آقا فیله و یک خانوم میله زندگی می‌کردند. با خانوم میله که تا آخر داستان کاری نداریم، چون ممکن است خیلی‌ها دچار حرکات غیرقابل پیش‌بینی و منشوری شده و عنان کار از دست مسئولان امر خارج گردد. پس بر می‌گردیم به آقا فیله خودمان.

ادامه مطلب

ماست مالیزیشن

یکی بود، یکی نبود. در سرزمینی خیلی نزدیک همین بغل محله خودمان که همه چیز ارزان بود یک آقا فیوز زندگی می‌کرد که پُرفیوز بود و برای خودش مولد نوری محسوب می‌شد. اخوی این بزرگوار کلیدساز و معروف بود به آقا آجیل مشکل گشا.

ادامه مطلب

گفتگوی تیتر امروز با فرهاد ناجی طنز نویس مازندرانی

طنز تنها شکل نوشتار و یا گفتاری است که در نبود آزادی بیان قادر است بهتر از دیگر قالب‌های ادبی به مسائل مهم اجتماعی بپردازد. طنز می‌تواند خواننده یا شنونده را به تبسم یا خنده و همزمان به تفکر وا دارد. اما هدف از طنز چیست؟ آیا هر نوشته‌ خنده‌آوری را می‌توان طنز گفت؟ در ادامه آقای فرهاد ناجی طنزنویس بابلی که در چندین جشنواره سراسری طنز مکتوب مقام کسب نموده است به سوالات خبرنگار تیتر امروز پاسخ می‌دهد.

ادامه مطلب

لطفا گلابی نباشید!

سلام دوستان، من یک گلابی بودم. الان که در جمع شما هستم هفت روز هست که پاک پاکم. گلابی بودن اولش به نظر خیلی خوب و جذاب می‌آمد و حس آرامش خاصی در درونت حس میکردی ولی بعضی از اطرافیانت زجر میکشیدند، که خب آن وقت‌ها برای من هیچ اهمیتی نداشت.

ادامه مطلب

سینگِلی و انگیزه درس خواندن

رو کردم به ندای درونم و گفتم: ندا جان، اگه قول بدم درسای ارشدم رو خوب بخونم و معدلم بالا بشه، با من دوست میمونی؟

گفت: خل شدی؟ من ندای درونِتَما.

گفت: آره میدونم، ولی قول بده، خواهش میکنم.

ادامه مطلب

جینگیلیا، فینگیلیا و گینگیلیا

یکی بود، یک نبود. در سرزمینی خیلی دور فینگیلیا زندگی می‌کردند و در سرزمینی کمی نزدیک‌تر جینگیلیا پای به عرصه وجود گذاشته بودند. مردم این دو سرزمین که در حد فوق بالا در فلاکت و بدبختی مطلق زندگی می‌کردند،

ادامه مطلب

سینگلی شیفته و شِفته می‌شود

اولین بار که به خودم اومدم رو به ندای درونم کردم و گفتم: ندا جان من عاشق و شیفته تو شدم.

ندای درونم ناگهان یک چک آبدار خواباند زیر گوشم و گفت: مگه تو خواهر مادر نداری؟!

گفتم: ندا جان، ناسلامتی تو ندای درون منی‌ها، چرا جوگیر میشی؟! ظاهرا بیلبرد زیاد نگاه میکنی تو سطح شهر.

ادامه مطلب

رابطه پست با پاسخ کارشناسی

یک آشنایی داشتم در حد لالیگا، به همین دلیل با توجه به سوابق علمی و مدارک عالیه من در رشته ناوبری اطلاعات آن هم از دانشگاه آکسفورد ممسنی به من پیشنهاد چند پست بالا داده شد. بعد گفتند برای دادن این پست‌های حساس، شما باید دارای ویژگی‌های خاصی باشید تا بتوانیم این پست را به شما تقدیم کنیم، پس باید تشریف بیاورید از شما مصاحبه کنیم. من هم رفتم برای مصاحبه.

ادامه مطلب

سینگِلی و روز پسر

اومدم خونه هی اینور اونور کردم، بالا و پایین پریدم، چشم و ابرو اومدم، دیدم این ندای درونم هیچی به هیچی. گفتم: ندا جان به نظرت امروز روز خاصی نیست؟

گفت: تولدت که نیست، تولد منم که نیست، تولد کودک درونمونم که نیست، چون همه تولدامون یکیه. پس چه روزیه که اینقدر داری چشم و ابرو میای؟

ادامه مطلب

مقالات دیگر...

شبکه های اجتماعی من

 

کلا حقوقی نمی‌گیریم که بخواد محفوظ باشه، ولی شما رعایت کنید!

طراحی و اجرا "مینا وب "