فیلتر و میلتر

یکی بود، یکی نبود. در سرزمینی نه چندان دور یک آقا فیله و یک خانوم میله زندگی می‌کردند. با خانوم میله که تا آخر داستان کاری نداریم، چون ممکن است خیلی‌ها دچار حرکات غیرقابل پیش‌بینی و منشوری شده و عنان کار از دست مسئولان امر خارج گردد. پس بر می‌گردیم به آقا فیله خودمان.

ادامه مطلب

جینگیلیا، فینگیلیا و گینگیلیا

یکی بود، یک نبود. در سرزمینی خیلی دور فینگیلیا زندگی می‌کردند و در سرزمینی کمی نزدیک‌تر جینگیلیا پای به عرصه وجود گذاشته بودند. مردم این دو سرزمین که در حد فوق بالا در فلاکت و بدبختی مطلق زندگی می‌کردند،

ادامه مطلب

سینگلی شیفته و شِفته می‌شود

اولین بار که به خودم اومدم رو به ندای درونم کردم و گفتم: ندا جان من عاشق و شیفته تو شدم.

ندای درونم ناگهان یک چک آبدار خواباند زیر گوشم و گفت: مگه تو خواهر مادر نداری؟!

گفتم: ندا جان، ناسلامتی تو ندای درون منی‌ها، چرا جوگیر میشی؟! ظاهرا بیلبرد زیاد نگاه میکنی تو سطح شهر.

ادامه مطلب

لطفا گلابی نباشید!

سلام دوستان، من یک گلابی بودم. الان که در جمع شما هستم هفت روز هست که پاک پاکم. گلابی بودن اولش به نظر خیلی خوب و جذاب می‌آمد و حس آرامش خاصی در درونت حس میکردی ولی بعضی از اطرافیانت زجر میکشیدند، که خب آن وقت‌ها برای من هیچ اهمیتی نداشت.

ادامه مطلب

سینگِلی و انگیزه درس خواندن

رو کردم به ندای درونم و گفتم: ندا جان، اگه قول بدم درسای ارشدم رو خوب بخونم و معدلم بالا بشه، با من دوست میمونی؟

گفت: خل شدی؟ من ندای درونِتَما.

گفت: آره میدونم، ولی قول بده، خواهش میکنم.

ادامه مطلب

سینگِلی و آجیل همیاری

اومدم خونه، در رو محکم پشت سرم بستم. یهو ندای درونم از خواب بیدار شد و بهم گفت: چِتِه مرد، سر اُوردی؟

گفتم: سر چیه، خودم رو اُوردم با یه مشت گره کرده.

گفت: دستت رو باز کن ببینم تو مشتت چیه؟

ادامه مطلب

سینگلی و واژه گزینی در زبان فارسی

داشتم به خودم فشار می‌اُوردم چندتا لغت فارسی از خودم در کنم که ندای درونم پرید وسط افکار مغشوشم و گفت: باز پروژه جدیدی راه انداختی؟

گفتم: اِ اِ اِ حواسم رو پرت نکن، دارم تمرکز می‌کنم چند تا لغت خارجی رو فارسی کنم.

گفت: به جای این بچه بازی‌ها و کارهای الکی برو با ماشین داداشت مسافرکشی کن یه لقمه نون از توش در بیاد.

ادامه مطلب

سینگِلی و دود و دم

یواشکی رفتم تو حیاط سیگار روشن کردم. یهو ندای درونم من رو دید و گفت: آهای، اون چیه تو دستت؟

گفتم: چیزی نیست، سیگاره.

گفت: خاک به سرم. چند وقته معتاد شدی؟

ادامه مطلب

دَدَ دودو دی‌دی

راستش من با رئیسم خیلی راحتم ولی اون نسبت به من خیلی بیشتر راحته و این مسئله گاهی اوقات برای من مشکل ایجاد میکنه. یک روز رفتم اداره سرکار دیدم حاجی بچه یک سالش رو اُورده اداره. سلام کردم و گفتم: حاجی، این بنده خدا رو چرا اُوردی اداره، اونم تو این هاگیر واگیر؟

گفت: حاج خانم رفته سفر زیارتی و سیاحتی به یکی از کشورهای متخاصم. منم هر روز این بچه رو باید یه جا ببرم خبر مرگم دیگه، تا ایشون از بلاد عداوت و دشمنی برگرده.

گفتم: خب مهدکودکی، جایی میبردینش بچه رو.

گفت: نه اونجا بدآموزی داره چشم و گوشش باز میشه. جاهای دیگم قبلا فکر میکردیم خوبه ولی الان دیگه بهشون اطمینانی نیست، بداخلاقی دارن.

ادامه مطلب

سینگِلی و زمین خواری

داشتم تو خونه راه میرفتم یهو خوردم زمین، زانوم زخمی شد. ندای درونم بیدار شد و بی‌مقدمه گفت: چیه باز زمین خوردی؟

گفتم: بله خب، چی کار کنم حواس پرتی دارم.

گفت: کاش یکم حواس جمعی داشتی، جور دیگه‌ای زمین میخوردی تا بدون زخمی زیلی شدن از این وضع بیرون میومدیم.

گفتم: مگه وضعمون چشه؟

گفت: چش نیست؟! هشتمون گرو نهمونه، نهمون گرو هشتمونه. کلا گیر افتادیم تو میدون.

ادامه مطلب

طرز چروندن غاز

ابتدا باید در یک کشور جهان سومِ در حال توسعه با دنده عقب به دنیا بیایید. اصلا منظورم کشور خاصی نیستا، به جان شما، با انگشت هم اشاره‌ای نمی‌کنم. بعد اینکار باید بدویید دنبال پوشک و شیرخشک. البته در این مرحله شما خیلی نیاز به دویدن ندارید چون پدر و مادرتان جور شما رو می‌کشند. بعد باید بدویید بدویید بدویید تحصیل کنید تا چشاتون از حدقه دربیاد. بعد باید بدویید بدویید بدویید کلاغ پر برید، سینه خیز برید که کم کم مَرد بار بیایید،

ادامه مطلب

ماست مالیزیشن

یکی بود، یکی نبود. در سرزمینی خیلی نزدیک همین بغل محله خودمان که همه چیز ارزان بود یک آقا فیوز زندگی می‌کرد که پُرفیوز بود و برای خودش مولد نوری محسوب می‌شد. اخوی این بزرگوار کلیدساز و معروف بود به آقا آجیل مشکل گشا.

ادامه مطلب

رابطه پست با پاسخ کارشناسی

یک آشنایی داشتم در حد لالیگا، به همین دلیل با توجه به سوابق علمی و مدارک عالیه من در رشته ناوبری اطلاعات آن هم از دانشگاه آکسفورد ممسنی به من پیشنهاد چند پست بالا داده شد. بعد گفتند برای دادن این پست‌های حساس، شما باید دارای ویژگی‌های خاصی باشید تا بتوانیم این پست را به شما تقدیم کنیم، پس باید تشریف بیاورید از شما مصاحبه کنیم. من هم رفتم برای مصاحبه.

ادامه مطلب

سینگِلی و روز پسر

اومدم خونه هی اینور اونور کردم، بالا و پایین پریدم، چشم و ابرو اومدم، دیدم این ندای درونم هیچی به هیچی. گفتم: ندا جان به نظرت امروز روز خاصی نیست؟

گفت: تولدت که نیست، تولد منم که نیست، تولد کودک درونمونم که نیست، چون همه تولدامون یکیه. پس چه روزیه که اینقدر داری چشم و ابرو میای؟

ادامه مطلب

سینگِلی و فیلترینگ غیر همسان

داشتم اینترنت کار می‌کردم، رو کردم به ندای درونم و گفتم: راستی شنیدی وزیر ارتباطات که شغل قبلیش هم توسط خودش تکذیب شده، طرح فیلترینگ غیر همسان رو مطرح کرده برای اجرایی شدن؟

گفت: این جریان فیلترینگ غیر همسان چیه؟

ادامه مطلب

سینگِلی و مرکز ثقل

غرغرکنان از بیرون اومدم خونه گفتم: این چه وضعشه؟!

ندای درونم گفت: چی شده باز؟

گفتم: عوارض زنده موندن همین طور هی داره میره بالا، از اون ور عوارض خروجم چند برابر کردن.

ادامه مطلب

سینگِلی و بازیدن

تلویزیون رو روشن کردم دیدم هیچی نداره، منم کنترل رو گرفتم دستم هی این کانال اون کانال ‌زدم تا لااقل یه چیز درست درمون از بین این همه شبکه پیدا کنم که یهو چشمم افتاد به بازی کشتی. تو همین وانفسا دیدم یکی با صدای بلند ولی یواش داره میگه باید ببازی، باید ببازی. صدای تلویزیون رو قطع کردم، اطرافم رو نگاه کردم چیزی نشنیدم. دوباره صدای تلویزیون رو زیاد کردم، باز همون جمله رو شنیدم. مجددا صدای تلویزیون رو قطع کردم. به ندای درونم شک کردم، برگشتم گفتم: ندا جان تو بودی؟!

ادامه مطلب

سینگِلی و کَجَکی‌ها

داشتم حوادث چند سال اخیر رو مرور می‌کردم، یهو شخصیت دومم گفت: آخه این چه وضعیه هر کی از راه میرسه دست کجش رو میکنه تو خزانه هر چی دلش میخواد بر میداره، میخوره، میبره.

گفتم: نه بابا این چه حرفیه زبونت رو گاز بگیر. کدومشون دست کج هستند آخه. همشون پاک دست و راست دستند. خودم تو خبرها شنیدم.

ادامه مطلب

سینگِلی و زیر و رو سازی

هفتم آبان ماه داشتم خبر گوش می‌دادم که شنیدم تلویزیون مِیلی گفت جاده شیراز به پاسارگاد به علت آسفالت کردن دو روز بسته است، لطفا مراجعه نکنید، حتی شما دوست فلان فلان شده! رو کردم به شخصیت دومم گفتم: خُب چرا دقیقا این روز خاص رو بستن و بقیه روزا بازه؟! بعدشم تو این یکی دو روز چی کار میتونن بکنند؟! یعنی میرسن آسفالت کنند تو این مدت کم؟!

ادامه مطلب

مقالات دیگر...

کلا حقوقی نمی‌گیریم که بخواد محفوظ باشه، ولی شما رعایت کنید!

طراحی و اجرا "مینا وب "