ديش و ديشمند!

زنگ در به صدا درآمد. از پشت در پرسيدم: «كيه؟»

شخصي جواب داد: «مهمان ناخوانده!»

تو دلم گفتم: «چه جالب ، تو اين دور و زمونه چيزي كه كمه مهمون ناخوانده هستش. اين حتماً يكي از دوستان قديميه كه يادي از رفيق شفيقش كرده.»

بنابراين لبخندي بر لب زدم و در را باز كردم. در نگاه اول خيلي جا خوردم؛ چون هر چقدر فكر كردم چهره‌اش اصلاً برايم آشنا نيامد. با تعجب گفتم: «ببخشيد ، شما رو به جا نياوردم.»

طرف گفت: «بنده يك مهمان ناخوانده هستم كه آمدم...»

ادامه مطلب

بالاخره چي بهتر است؟!

بچه كه بوديم ، به ما مي‌گفتند بنويسيد علم بهتر است يا ثروت. ما هم ميرفتيم خونه ، فكر نكرده مي‌نوشتيم علم بهتر است ، تا نمره بيست بگيريم. اون موقع عقلمون كه نمي‌رسيد!

ادامه مطلب

مشاوره اينجانب براي خواب‌هاي شما / بهمن 90

يك شهروند موج گرفته: چند شبي است كه خواب مي‌بينم تكنسين‌هاي انگليسي در كشورهاي همسايه مستقر شده‌اند و دارند روي شبكه‌هاي ماهواره‌اي ما پارازيت مي‌اندازند. همين مسئله باعث شده بود كه اين امواج روي ما تاثير گذاشته و ما را دچار موج گرفتگي مزمن كند. به نظر شما با توجه به اين موضوع كه كانال‌هاي داخلي ما در بيداري هيچگونه پارازيتي ندارد، آيا وجود چنين موج‌هايي صحت دارد؟ اگر بله، آيا به مرور زمان ما را دچار موج گرفتگي مي‌كند؟

ادامه مطلب

ميكروب‌ها مفيد هم هستند

بعضي‌ها فكر مي‌كنند كه ميكروب‌ها موجوداتي هستند مضر و نه تنها هيچ فايده‌اي براي انسان ندارند بلكه منبع آلودگي و مولد بيماري‌هاي گوناگون هم هستند. ولي من قصد دارم بر خلاف اين تصور غلط ، شما را با يك نوع ميكروب از نوع مفيدش آشنا كنم تا متوجه شويد كه ميكروب‌هاي بسيار مفيدي هم در اطراف ما وجود داشته و نقش بسيار مهمي را هم در زندگي ما ايفا مي‌كنند ، ولي ممكن است ما از آنها بي‌خبر باشيم و يا آنها را در دسته‌ي ميكروب‌هاي مضر به شمار آوريم.

ادامه مطلب

شهر مدرن زيرزميني

چند وقت پيش به اتفاق همسرم براي ديدن نمايشگاه كتاب به تهران آمديم. در اخبار بارها و بارها شنيده بوديم كه از بازديدكنندگان نمايشگاه كتاب خواسته شده بود كه جهت روان‌تر شدن ترافيك شهري و نيز آسودگي بيشتر بازديدكنندگان جهت عزيمت به نمايشگاه كتاب ، از مترو استفاده كنند. ما هم چون بچه‌هاي حرف گوش‌كني بوديم تصميم گرفتيم به وظيفه خود عمل كرده و جهت رسيدن به نمايشگاه كتاب از مترو استفاده كنيم.

ادامه مطلب

مشاوره اينجانب براي خواب‌هاي شما / دي 90

يك خانم خانه دار: ديشب خواب عجيبي ديدم. خوابم بدين صورت بود كه داشتم در آشپزخانه منزلمان سيب زميني سرخ مي‌كردم كه ناگهان صداي قهقهه بلندي به گوشم رسيد. چون مي‌دانستم در منزل كسي نيست خيلي ترسيدم. به آرامي صداي قهقهه را دنبال كردم. ديدم مرغ درسته‌اي كه پخته بودم و روي ميز نهارخوري گذاشته بودمش، دارد با صداي بلند مي‌خندد و خودش را تكان مي‌دهد. دقت كه كردم متوجه شدم كه سمت بريده شده مرغ پخته به سمت تلويزيوني كه روشن بوده، هست. سريع به سمت تلويزيون رفتم و تلويزيون را خاموش كردم. با خاموش كردن تلويزيون صداي قهقهه مرغ پخته شده روي ميز هم بند آمد. به نظر شما با وجود اينكه تلويزيون هم هيچ برنامه خنده‌داري در آن زمان نداشت چرا اين مرغ پخته تا اين حد داشت قهقهه مي‌زد؟

ادامه مطلب

مشاوره اينجانب براي خواب‌هاي شما / دي 90

يك مرد دو سال آزگار بيكار: چند روز پيش خواب ديدم كه انتهاي سال 91 شده است ولي برخلاف وعده ريشه كن كردن بيكاري تا آخر سال 91، من همچنان بيكار هستم. در نتيجه براي گله و شكايت از وضع چند سال بيكاري خود به سازماني رفته‌ام. بعد از بالا و پايين رفتن بيشمار از پله‌هاي سازمان سر آخر مسئولي به من گفت كه اسم و فاميليتان را بگوييد ما در كامپيوترمان بزنيم تا صحت يا عدم صحت حرفتان مشخص شود. اسم و فاميلم را گفتم. بعد از چند دقيقه به من گفتند كه اسم شما در اينجا جزو شاغلين هست. گفتم مگر مي‌شود، من الان چهار سال است بيكار بيكار هستم. مشخصات كلي من را پرينت گرفتند و دادند دستم. ديدم دو سال پيش جلوي شغل من در فرم نوشته‌اند خانه‌دار! گفتم مرد حسابي مگر خانه‌داري شغل هست يا اصلاً مگر من زن هستم كه بشوم خانه‌دار؟! تعبير خواب بنده چيست؟

ادامه مطلب

مشاوره اينجانب براي خواب‌هاي شما / آذر 90

يك جوان بيكار: ديروز در خواب آگهي استخدامي را ديدم كه نوشته شده بود به تعدادي جوان با چهره و سر و وضع نامرتب با حقوق پايه ماهيانه يك ميليون تومان به همراه پورسانت عالي نيازمنديم. درجا به اتفاق يكي از دوستانم رفتيم به آدرسي كه در زير آگهي نوشته بود. يك شركت شيك با كلي منشي و خدم و حشم! در آنجا فرمي ده صفحه‌اي به ما دادند و از ما خواستند تمامي كارها و فعاليت‌هايي كه بلد هستيم را در آن به طور دقيق قيد نماييم. ما هم فرم را پر كرديم و داديم دستشان. گفتند برويد اتاق بقل آزمون تئوري بدهيد. آزمون تئوري را هم داديم با اينكه سئوالاتش عجيب و غريب بود.

ادامه مطلب

مشاوره اينجانب براي خواب‌هاي شما / آبان 90

يك شهروند زوج و فرد شده: ديشب خواب ديدم كه در پياده رو يك مأمور راهنمايي و رانندگي جلوي من را گرفته است و مي‌گويد لطفاً كارت ملي. گفتم به چه علت؟ فرمودند براي اينكه مي‌خواهم ببينم رقم آخر كارت مليتان فرد است يا زوج. گفتم عزيز دل برادر، مگر ما اتومبيل هستيم؟ فرمود خير، بخشنامه زده‌اند كه منبعد موتور و شهروندان را هم زوج و فرد كنيد. گفتم آقاي عزيز من بايد بروم سركار نمي‌توانم كه اينجا بياستم با شما كل كل كنم. فرمود خب مي‌توانيد برويد ولي پانزده هزار تومان جريمه مي‌شويد. گفتم من اگر دير برسم سر كار اخراجم مي‌كنند. فرمود: آن ديگر مشكل شماست. آن روز پانزده هزار تومان را دادم تا از كار بيكار نشوم. مجدداً چند شب بعد همان خواب را ديدم. اين چه خوابي‌ست كه من چند شب است دارم مي‌بينم؟!

ادامه مطلب

مشاوره اينجانب براي خواب‌هاي شما / آبان 90

يك دانشمند ايراني خارجي شده: بنده دانشمند فيزيك دانشگاه بركلي آمريكا هستم. ما در آزمايشكاهمان موفق به ساخت يك راديو شديم كه حتي با ميكروسكوپ‌هاي معمولي هم قابل مشاهده نيست. متأسفانه از روي حواس پرتي با ظرف محتوي اين راديو، آب خوردم و فكر مي‌كنم آن را بلعيده باشم. چند شب پيش در خواب ديدم كه صداهاي ناهنجاري مغز مرا آزار مي‌دهد، فكر كردم شايد مشكل از همان راديو باشد ولي خوشبختانه تاكنون در بيداري مشكلي برايم پيش نيامده است. فردا هم قرار است براي كنفرانسي به كشور شما سفر كنم. خوشحال مي‌شوم تعبير خواب خودم را در روزنامه شما بخوانم.

ادامه مطلب

مشاوره اينجانب براي خواب‌هاي شما / مهر 90

يك راننده زن بي‌آر‌تي: يك شب خواب مي‌بينم كه بعد از دوندگي‌هاي بسيار زياد من و دوستانم را به عنوان راننده بي‌آر‌تي استخدام كرده‌اند. شب‌هاي بعد خواب مي‌بينم كه به صورت اجباري بازخريدمان كرده‌اند. به نظر شما بالاخره ما مي‌توانيم كارمان را ادامه دهيم يا خير؟

ادامه مطلب

كي بايد يه نفس راحت بكشم؟!

نمي‌دونم چي بگم. فكر مي‌كردم با به دست اُوردن تو بالاخره يه نفس راحت مي‌كشم و مشكلاتي كه با اولي داشتم رو به كل از خاطرم پاك مي‌كنم ، ولي مثل اينكه اين قضيه سر دراز داره. با اينكه كلي تحقيق كردم ، ولي اون طوري كه مي‌خواستم از آب در نيومدي. يه ضرب المثلي هست كه ميگه مثل هندونه در بسته ميمونه يعني تا بازش نكني معلوم نميشه چند مرده حلاجه ، اين الان شده قضيه من. گفتم شايد با وجود تو بالاخره گرفتاري‌هام به پايان برسه ولي نگو كه پس همه اين تعريف و تمجيدهايي كه ازت ميشد فقط حرف بوده و بس. آخه چقدر صبر كنم ، آخه چقدر پول خرجت كنم ، بابا ايوب هم اگه بود الان ديگه صبرش لبريز شده بود ، چه برسه به من فلك زده. فكر كنم با تو هم بايد مثل اولي برخورد كنم تا بفهمي كه با هر كي بخواي لجبازي كني با من يكي نميتوني. آره ، بهترين كار اينه كه بعد از كنار گذاشتن تو برم سراغ سومي. شايد بالاخره سومي به دادم برسه.

ادامه مطلب

امر خير

زنگ در به صدا در مي‌آيد. صمدآقا در را باز مي‌كند. پشت در، آقاي يحيوي با يك دسته گل بزرگ گلايول ايستاده است و با لبخندي به صمدآقا سلام مي‌كند.‏
صمدآقا: «خوش اومديد، صفا اُورديد، بفرماييد تو.»‏
صغرا خانم: «خيلي لطف كرديد اومديد، بفرماييد تو، دم در بده.»‏
آقاي يحيوي كفش‌هايش را در مي‌آورد و داخل خانه مي‌شود.‏
صمدآقا: «كتتون رو بديد به من آويزون كنم.»‏

ادامه مطلب

مشاوره اينجانب براي خواب‌هاي شما / بهمن 90

يك مهندس كامپيوتر: در خواب ديدم كه داخل هر اتاق يك تلفن ثابت با خطي جدا وجود دارد، حتي داخل سرويس بهداشتي و حمام. تازه عجيب‌تر از آن اين بود كه از طريق اين تلفن‌ها با هم حرف مي‌زديم. مثلاً من از اتاق خواب زنگ مي‌زدم به خانمم در آشپزخانه و يا دخترم از اتاق خودش زنگ مي‌زد به پذيرايي و احوال برادرش را مي‌پرسيد. باز از اين همه عجيب‌تر اين بود كه به غير از شماره‌هاي داخلي منزل هيچ شماره ديگري را نمي‌توانستيم بگيريم. باز از همه اينها عجيب‌تر اين بود كه همه درها و پنجره‌ها هم قفل بودند و نمي‌توانستيم بيرون برويم. نهايتاً مي‌توانستيم از پنچره بيرون را تماشا كنيم و به عابريني كه از كوچه و خيابان مي‌گذشتند نگاه كنيم و حسرت بخوريم. شما بگوييد تعبير اين خواب‌ عجيب و غريب چيست؟

ادامه مطلب

مشاوره اينجانب براي خواب‌هاي شما / دي 90

يك شهروند عادي: ديروز در خواب براي خريد مرغ به فروشگاهي مراجعه كردم. فروشنده مرغ را به همراه يك سي‌دي، داخل نايلون گذاشت و داد دست من. با تعجب پرسيدم اين سي‌دي ديگر چيست؟ گفت سي‌دي اعتراف مرغ مذكور به ذبح شدنش است، تازه زير نويس فارسي هم دارد! در همين لحظه از خواب پريدم. به نظر شما ديدن اين قبيل خواب‌هاي پريشان نشان دهنده چيست؟

ادامه مطلب

مشاوره اينجانب براي خواب‌هاي شما / دي 90

يك بيمار قلبي: خواب ديدم كه يك قلب مصنوعي پيشرفته جديد در كشور اسپانيا به من پيوند زده‌اند. همه چيز در آنجا خوب بود ولي به محض آنكه وارد كشور شدم دكترها از آنجا برايم زنگ مي‌زدند و هي جوياي حال من مي‌شدند. علت را كه از آنها پرسيدم گفتند كه ظاهراً قلب مصنوعي جديد با استفاده از اينترنت اطلاعات حياتي قلب را به مركز آنها ارسال مي‌كند ولي جديداً اطلاعات ارسالي هيچ ربطي به قلب من نداشته و مربوط به ساير اعضاي بدنم مثل معده و روده بوده است! به نظر شما مشكل اين خواب از كجاست؟

ادامه مطلب

مشاوره اينجانب براي خواب‌هاي شما / آذر 90

يك قهوه‌چي: ديشب خواب ديدم كه يك مشتري هم وارد قهوه خانه من نشد. من هم از فرط بيكاري هي براي خودم چاي پررنگ مي‌ريختم و مي‌خوردم كه ناگهان فكري به ذهنم خطور كرد و تصميم گرفتم هر چايي كه مي‌خورم پولش را بگذارم داخل دخل. سر آخر موقع رفتن به خانه كل پول جمع شده از دخل را برداشتم و با شادي مضاعف به خانه رفتم. به نظر شما اين شيوه خوبي براي مديريت يك قهوه خانه است؟

ادامه مطلب

مشاوره اينجانب براي خواب‌هاي شما / آبان 90

يك راننده نسوان: جناب مشاور، ديشب در خواب ديدم كه اتومبيل پدرم را برداشته‌ام و دارم حركات مارپيچ، سبقت از راست، عبور از چراغ قرمز و ساير خلاف‌هاي رانندگي ديگر را انجام مي‌دهم تا ببينم رانندگي خلاف قانون چه مزه‌اي مي‌دهد. چندين بار هم هنگام عبور از چهارراه‌ها و خيابان‌هاي اصلي اعتنايي به افسران راهنمايي و رانندگي كه سوت زنان به دنبال ماشين من بال بال مي‌زدند توجهي نكردم. هيچ اتفاقي هم برايم نيفتاد، نه جريمه شدم و نه تصادف كردم. به نظر شما وقتي مي‌شود طعم خوب چنين رانندگي را چشيد و كسي هم با آدم كاري ندارد چرا در بيداري انجامش ندهيم؟

ادامه مطلب

مشاوره اينجانب براي خواب‌هاي شما / آبان 90

يك دختر ميلياردر: چند شب پيش خواب ديدم كه پدر بزرگوارم ويلاي 3 ميليون دلاري خود را به قيمت يك دلار به من فروخته است. اما ديروز پدرم اين ويلا را به دو دلار به من فروخت. هر چي هم چانه زدم و گفتم كه خواب ديدم كه يك دلار ويلا را به من فروختي به خرجش نرفت كه نرفت. در جواب هم به من گفت كه "دخترم من اين پولا رو كه از سر راه نياوردم كه يه دلار هم به تو تخفيف بدم." به نظر شما آيا بهتر نبود پدرم به خواب من بيشتر توجه مي‌كرد و يك دلار اضافي را از من نمي‌گرفت؟

ادامه مطلب

مشاوره اينجانب براي خواب‌هاي شما / آبان 90

يك راننده شهري: چند شب پيش در خواب پليس راهنمايي و رانندگي جلوي من را گرفت. ماشين را زدم كنار. پياده كه شدم ديدم يك ماشين پليس راهور و يك آمبلانس در كنار هم ايستاده‌اند. رفتم جلو، گفتم جناب سروان مگر من خلافي مرتكب شدم؟ گفتند نه، مي‌خواهيم به صورت رايگان تست سلامت از شما بگيريم. گفتم دست شما درد نكند. رفتم سمت آمبولانس. دو سه نفر از پرسنل محترم كه روپوش سفيد هم به تن داشتند شروع كردند به معاينه دهان و دندان من. در همين جا بود كه از خواب پريدم. به نظر شما اگر چنين طرحي در بيداري ايجاد شود و البته به جاي دهان و دندان، يك چگ آپ كامل از آدم بگيرند بهتر نيست؟

ادامه مطلب

مشاوره اينجانب براي خواب‌هاي شما / مهر 90

يك كشته و مرده فيلم و سريال: چند وقتي است خواب مي‌بينم كه هر چي فيلم و سريال در تلويزيون داخلي مشاهده مي‌كنم، بر خلاف گذشته كه همه‌اش به ازدواج كليه بازيگران ختم مي‌شد، به ارتحال همه آنها منتهي مي‌شود. به نظر شما مشكل از بنده بوده يا از سريال‌ و فيلم‌ها؟

ادامه مطلب

مقالات دیگر...

کلا حقوقی نمی‌گیریم که بخواد محفوظ باشه، ولی شما رعایت کنید!

طراحی و اجرا "مینا وب "