images/slideshow/0.jpg
images/slideshow/001.jpg
images/slideshow/01.jpg
images/slideshow/1.jpg
images/slideshow/10.JPG
images/slideshow/11.jpg
images/slideshow/3.jpg
images/slideshow/5.jpg
images/slideshow/6.jpg
images/slideshow/9.JPG

سینگِلی مگسی می‌شود

به حدی از سینگلی رسیدم که وقتی می‌خوام شکلات بخورم تو گوشم صدای ویز ویز می‌شنوم. یک روز رو کردم به شخصیت دومم گفتم: این موضوع حتما یه مصلحتی توش هست.

گفت: مصلحتی توش نیست، حتما چشمت به بیلبردهای خیابون‌ها افتاده باز جو گیر شدی.

یکم با خودم فکر کردم گفتم: آهان آهان ... آره ... الان یادم افتاد، زده بودند من مگسم و تو شکلاتی و باید پوستت رو باز نکنی من نیام روت بشینم!

گفت: تو مگه مگسی؟!

گفتم: نه مثلا گفتم.

گفت: خب چرا به خودت توهین می‌کنی آخه؟

گفتم: خب بهم یاد دادن این مثال رو برات بزنم. حالا مگس نه سوسک اصلا.

گفت: اومدی ابروش رو درست کنی زدی چشمش رو هم کور کردی که. جَک و جونور بهتر نداشتی جایگزین کنی؟!

گفتم: اصلا این چیزا من سرم نمیشه. کاری نکن خودم که هیچی، اخلاقمم مگسی بشه‌ها.

گفت: ظاهرا که اخلاقتم به مثالت رفته.

گفتم: الان نشونت میدم ...

یه چَک زدم زیر گوشم. یهو چشام باز شد، اطراف رو نگاه کردم، گفتم: من کجام، اینجا کجاست؟

گفت: چی شد بیدار شدی بالاخره از این فکر و اخلاق و خواب مگسیت؟!

نظر خود را اضافه کنید.

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
نظر شما به دست مدیر خواهد رسید
  • اولین نظر را شما بدهید

شبکه های اجتماعی من

 

کلا حقوقی نمی‌گیریم که بخواد محفوظ باشه، ولی شما رعایت کنید!

طراحی و اجرا "مینا وب "