images/slideshow/0.jpg
images/slideshow/001.jpg
images/slideshow/01.jpg
images/slideshow/1.jpg
images/slideshow/10.JPG
images/slideshow/11.jpg
images/slideshow/3.jpg
images/slideshow/5.jpg
images/slideshow/6.jpg
images/slideshow/9.JPG

سینگِلی و فیلترینگ غیر همسان

داشتم اینترنت کار می‌کردم، رو کردم به ندای درونم و گفتم: راستی شنیدی وزیر ارتباطات که شغل قبلیش هم توسط خودش تکذیب شده، طرح فیلترینگ غیر همسان رو مطرح کرده برای اجرایی شدن؟

گفت: این جریان فیلترینگ غیر همسان چیه؟

ادامه مطلب

سینگلی و واژه گزینی در زبان فارسی

داشتم به خودم فشار می‌اُوردم چندتا لغت فارسی از خودم در کنم که ندای درونم پرید وسط افکار مغشوشم و گفت: باز پروژه جدیدی راه انداختی؟

گفتم: اِ اِ اِ حواسم رو پرت نکن، دارم تمرکز می‌کنم چند تا لغت خارجی رو فارسی کنم.

گفت: به جای این بچه بازی‌ها و کارهای الکی برو با ماشین داداشت مسافرکشی کن یه لقمه نون از توش در بیاد.

ادامه مطلب

سینگِلی و دود و دم

یواشکی رفتم تو حیاط سیگار روشن کردم. یهو ندای درونم من رو دید و گفت: آهای، اون چیه تو دستت؟

گفتم: چیزی نیست، سیگاره.

گفت: خاک به سرم. چند وقته معتاد شدی؟

ادامه مطلب

کسب رتبه اول کشور در بخش داستان کوتاه جشنواره مردم و رادیو با عنوان "ایران من"

درمراسم پایانی نخستین جشنواره 'ایران من' که دوشنبه شب 13 آذر ماه 96 در تالار اندیشه حوزه هنری تهران برگزار شد، معاون صدا گفت که امروز چنانچه رادیو بخواهد نقش خود را در فضای مجازی نشان دهد باید باز تعریف شود.

ادامه مطلب

سینگِلی و بازیدن

تلویزیون رو روشن کردم دیدم هیچی نداره، منم کنترل رو گرفتم دستم هی این کانال اون کانال ‌زدم تا لااقل یه چیز درست درمون از بین این همه شبکه پیدا کنم که یهو چشمم افتاد به بازی کشتی. تو همین وانفسا دیدم یکی با صدای بلند ولی یواش داره میگه باید ببازی، باید ببازی. صدای تلویزیون رو قطع کردم، اطرافم رو نگاه کردم چیزی نشنیدم. دوباره صدای تلویزیون رو زیاد کردم، باز همون جمله رو شنیدم. مجددا صدای تلویزیون رو قطع کردم. به ندای درونم شک کردم، برگشتم گفتم: ندا جان تو بودی؟!

ادامه مطلب

سینگِلی و کَجَکی‌ها

داشتم حوادث چند سال اخیر رو مرور می‌کردم، یهو شخصیت دومم گفت: آخه این چه وضعیه هر کی از راه میرسه دست کجش رو میکنه تو خزانه هر چی دلش میخواد بر میداره، میخوره، میبره.

گفتم: نه بابا این چه حرفیه زبونت رو گاز بگیر. کدومشون دست کج هستند آخه. همشون پاک دست و راست دستند. خودم تو خبرها شنیدم.

ادامه مطلب

سینگِلی و مرکز ثقل

غرغرکنان از بیرون اومدم خونه گفتم: این چه وضعشه؟!

ندای درونم گفت: چی شده باز؟

گفتم: عوارض زنده موندن همین طور هی داره میره بالا، از اون ور عوارض خروجم چند برابر کردن.

ادامه مطلب

دَدَ دودو دی‌دی

راستش من با رئیسم خیلی راحتم ولی اون نسبت به من خیلی بیشتر راحته و این مسئله گاهی اوقات برای من مشکل ایجاد میکنه. یک روز رفتم اداره سرکار دیدم حاجی بچه یک سالش رو اُورده اداره. سلام کردم و گفتم: حاجی، این بنده خدا رو چرا اُوردی اداره، اونم تو این هاگیر واگیر؟

گفت: حاج خانم رفته سفر زیارتی و سیاحتی به یکی از کشورهای متخاصم. منم هر روز این بچه رو باید یه جا ببرم خبر مرگم دیگه، تا ایشون از بلاد عداوت و دشمنی برگرده.

گفتم: خب مهدکودکی، جایی میبردینش بچه رو.

گفت: نه اونجا بدآموزی داره چشم و گوشش باز میشه. جاهای دیگم قبلا فکر میکردیم خوبه ولی الان دیگه بهشون اطمینانی نیست، بداخلاقی دارن.

ادامه مطلب

سینگِلی و زمین خواری

داشتم تو خونه راه میرفتم یهو خوردم زمین، زانوم زخمی شد. ندای درونم بیدار شد و بی‌مقدمه گفت: چیه باز زمین خوردی؟

گفتم: بله خب، چی کار کنم حواس پرتی دارم.

گفت: کاش یکم حواس جمعی داشتی، جور دیگه‌ای زمین میخوردی تا بدون زخمی زیلی شدن از این وضع بیرون میومدیم.

گفتم: مگه وضعمون چشه؟

گفت: چش نیست؟! هشتمون گرو نهمونه، نهمون گرو هشتمونه. کلا گیر افتادیم تو میدون.

ادامه مطلب

طرز چروندن غاز

ابتدا باید در یک کشور جهان سومِ در حال توسعه با دنده عقب به دنیا بیایید. اصلا منظورم کشور خاصی نیستا، به جان شما، با انگشت هم اشاره‌ای نمی‌کنم. بعد اینکار باید بدویید دنبال پوشک و شیرخشک. البته در این مرحله شما خیلی نیاز به دویدن ندارید چون پدر و مادرتان جور شما رو می‌کشند. بعد باید بدویید بدویید بدویید تحصیل کنید تا چشاتون از حدقه دربیاد. بعد باید بدویید بدویید بدویید کلاغ پر برید، سینه خیز برید که کم کم مَرد بار بیایید،

ادامه مطلب

مقالات دیگر...

شبکه های اجتماعی من

 

کلا حقوقی نمی‌گیریم که بخواد محفوظ باشه، ولی شما رعایت کنید!

طراحی و اجرا "مینا وب "