images/slideshow/0.jpg
images/slideshow/001.jpg
images/slideshow/01.jpg
images/slideshow/1.jpg
images/slideshow/10.JPG
images/slideshow/11.jpg
images/slideshow/3.jpg
images/slideshow/5.jpg
images/slideshow/6.jpg
images/slideshow/9.JPG

به نام خدایی که هوام رو نداشت

ملت غیور ایران، مردم همیشه در صحنه، اکنون که حسودان، بخیلان و تنگ‌نظران توفیق یافتند تا خادم خدمت به مردم را که به مرز خفگی خدمت رسیده بود را از گردنه انتخابات ریاست بر شما خارج کنند، اعلام می‌دارم که به دلیل عدم اعلام دلایل مُتقن و مشخص و مبرهن، دلایل ذیل برای رد صلاحیت این بنده حقیر سر و پا تقصیر در خدمت به مردم عزیز و دوست داشتنی گمانه زنی می‌شود، باشد که روزی این توفیق را به دست آورم تا برکات حضور شما را در پست ریاست بر شما از نزدیک لمس نمایم. به قول دوستان و همفکرانم حقیقتاً ریاست حقم بود، تو مشتم بود.

ادامه مطلب

به نام خدایی که من را مدیر آفرید

ملت غیور ایران، مردم همیشه در صحنه، اکنون که مقاومت خدمتی را پشت سر گذاشته و برای جلوگیری از خفگی خدمت به شما عزیزان با پای چپ وارد صحنه پرسوز و گداز انتخابات ریاست جمهوری شده‌ام، این توفیق را یافته‌ام که برنامه‌های مدون و عملیاتی خود را خدمتتان معرفی کرده تا خود، خانواده و جد و آبادتان دو دستی، چهارپایی و شش چشمی شتابان بیایید و به من رای دهید تا بترکد چشم حسودان، بخیلان و تنگ‌نظران عالم هستی. من از همین جا اعلام می‌دارم با همین دمپایی که بر پا دارم به جنگ حسودان، بخیلان و تنگ‌نظران خواهم رفت و با ضربات کاری قولنجشان را تا ته می‌شکانم تا دچار لهیدگی حاد شده تا دیگر حتی با ریختن آب بر روی قسمت لهیده شده هم نتوانند از جایشان بلند شوند و رجز بخوانند.

ادامه مطلب

این و اون

یکی بود یکی نبود. یه این بود یه اون. اسم اینی که بود این بود و اونی که بود اون. این به اون می‌گفت اون و اون هم به این می‌گفت اون چون معنی اون برای هر کدوم متفاوت بود! اونی که این می‌گفت واقعاً اون بود چون اسمش اون بود ولی اونی که اون می‌گفت این بود و اون منظورش ضمیر اشاره بود نه اسم اون. مردم بیچاره چون همیشه فکر می‌کردند که این و اون با ضمیر اشاره همدیگر رو مورد خطاب قرار میدن این بود که فکر می‌کردند حرف این رو می‌فهمند ولی حرف اون رو نه.

ادامه مطلب

فیش تو فیش

یه فیش بود یه فیش نبود. اون فیشی که بود، خیلی زیاد بود و چون زیاد بود تعدادش کم بود. در عوض اون فیشی که کم بود، تعدادش زیاد بود تا کفه‌ ترازوی عدالت در دو طرف به تعادل برسه و عدالت اجتماعی برقرار بشه. البته برای برقراری عدالت کامل و بدون نقص گاهی هم لازم بود تعدادی رو از ترازو پیاده کنند تا فقط چشم به آسمان دوخته و ترازو رو نظاره‌گر باشند. این تعدادِ پیاده شده از ترازو نیز، به جای حقوق به صورت علل الحساب موقوق فیزیکی بهشون تعلق می‌گرفت که گرچه سوزشش زیاد بود و غیر قابل تحمل، ولی برای برقراری تعادل این ترازوی عدالت، چاره‌ای جز پذیرش حکم موجود توسط اونها وجود نداشت!

ادامه مطلب

بعد میام تو منو بگیر!

یکی بود یکی نبود. روی این خاک بلور یه شهری بود. توی این شهر شلوغ یه دختری بود که می‎خواست بره خونه مادربزرگش. کارهاش رو انجام نداده، در خونش رو بست و رفت و رفت تا رسید سر کوچشون که یهو یه حاجی جلوش رو گرفت و گفت: خانم خانما، ابرو کمون، گیسو فَشون، چشم درآرون، کجا میری؟ بیا باهات یه گیر کوچولو دارم! دخترک گفت: ای بابا، حاج آقا، می‌خوام برم رژ بزنم، ریمل بزنم، ساپورت بپوشم، بعد میام تو منو بگیر! حاجی گفت: خا، برو.

ادامه مطلب

یکی بود یکی نابود!

یکی بود، یکی نابود، یا بهتر بگم، یکی بود، بقیه مهم نبود. اون یکی که بود چون آدم گنده‌ای بود و خیلی پرخور تشریف داشت، روز به روز به نشیمنگاهش اضافه می‌‌شد و جای بقیه رو یکی پس از دیگری می‌گرفت. بعضی از مردم به قول خودشون از روی احترام و ارادت، تا قبل از اینکه نشیمنگاه جناب گنده به نزدیک اونها برسد، جای خودشون رو دو دستی تقدیم وی می‌کردند و با اجازه ایشون خودشون یکم دورتر می‌رفتند و می‌نشستند. بعضی دیگه از مردم که پر رو بودند و جای نشیمنگاهشون رو حاضر نبودند دو دستی تقدیم نشیمنگاه مبارک جناب گنده کنند، یا نشیمنگاهشون رو می‌سوزاندند یا با ابزارهای بُرنده‌ای محل مذکور رو آبکش می‌کردند تا از جاشون بلند شوند. اگه هم طرف خیلی پر رو بود و زبان خوش و ناخوش سرش نمی‌شد، جناب گنده با یه حرکت می‌نشست روش تا خودش تبدیل به جای نشیمنگاه شود.

ادامه مطلب

پرت و پلا (4)

* چند روزه داستان عدم پخش زنده مناظره‌های کاندیداهای ریاست جمهوری حسابی داغه. اول که کمیسیون بررسی تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری اعلام کرد که ابتدا مناظره‌ها ضبط و بعدا پخش میشه، درست مثل سریال‌های کره‌ای! یعنی خروجی کار اینقدر میتونه تغییر کنه و قیچی بشه که خود نامزدها بمونند که اصلا اونا خودشون بودند که داشتند مناظره می‌کردند یا نه بدلشون بوده!

ادامه مطلب

کلاه به سر

یکی سرش می‌شد، یکی سرش نمی‌شد. اونی که سرش نمی‌شد کلاه می‌گذاشتند سرش و اونی که سرش می‌شد از سرش کلاه بر می‌داشتند. اونایی که کلاه سرشان می‌رفت به کلاهشون افتخار می‌کردند و اونایی که کلاه از سرشان بر می‌داشتند، دیگر کلاهی نداشتند که بگذارند سرشان یا سر دیگری و چون نیازمند شدید کلاه می‌شدند، از کسانی که کلاه از سر دیگران بر می‌داشتند، کلاه می‌خریدند تا هم سر خودشان بی‌کلاه نماند و هم بتوانند در مواقع لزوم کلاه سر دیگری بگذارند.

ادامه مطلب

کشف عناصر جوشی جدول مندلیف

طی یک کشف خارق العاده بالاخره توانستیم عناصر 119 تا 123 جدول مندلیف را که سال‌ها دانشمندان اروپایی و آمریکایی موفق به کشف آن نشده بودند را کشف و به جهانیان عرضه داریم. لازم به ذکر است که بیشترین معادن این عناصر جدید کشف شده در کشورمان وجود دارد و سال‌های سال جلوی چشمان تیزبین ما بوده ولی هر بار یادمان می‌رفت آنها را وارد جدول مندلیف کنیم. اینجانب این افتخار را به دست آورده‌ام تا به عنوان سرمحقق این اکتشاف این عناصر را نامگذاری و برای شما تشریح نمایم.

ادامه مطلب

افاضات اینجانب / نوروز 95

* نظر به اینکه عضو کمیسیون اجتماعی مجلس با بیان اینکه پدیده فرزندفروشی در کشور رو به افزایش است، گفته است که باید دستگاه‌های حمایتی و نظارتی در این زمینه اقدامات لازم را انجام دهند. اینجانب پیشنهاد می‌کنم جهت کنترل این پدیده، سامانه‌ای به نام "پفک" (پدیده فرزند فروشی کشور) طراحی و ساخته شود تا این پدیده کنترل شده و مالیات بر ارزش افزوده لازم از این خانواده‌ها دریافت شود!

ادامه مطلب

نفر دوم نوزدهمين جشنواره مطبوعات بخش طنز مكتوب نشريات استاني سراسر كشور

در حالي جايزه نفر دوم جشنواره مطبوعات را در بخش طنز مكتوب نشريات استاني سراسر كشور دريافت مي‌كنم كه چند ماهيست دست به قلم نبرده‌ام. مي‌توان گفت ديگر نه دل و دماغي براي اين كار هست نه فرصتي و نه جايي كه بتوان انتظار چاپ آنها را در روزنامه‌اي، نشريه‌اي يا كتابي داشت. شايد گاهي، فقط گاهي براي خودم بنويسم يا نهايتا براي ماهنامه طنز و كاريكاتور بچه مشد كه به نوعي حقي بر گردن من دارد. من در شرايطي اين جايزه را دريافت كرده‌ام كه ديگر نه روزنامه‌اي مانده، نه ناشري، نه ستون طنزي و نه خيلي چيزهاي ديگر فقط علي مانده و حوضچه‌هاي نفتي‌اش و ما مانده‌ايم و يك دنيا مشكلات ريز و درشت!

اثر برگزيده اين دوره ستون ثابتي بود با عنوان "مشاوره اينجانب براي خواب‌هاي شما" كه در روزنامه اصفهان زيبا در سال 1390 منتشر مي‌شد. در اينجا مي‌توانيد قسمتي از اين مجموعه را كه براي جشنواره ارسال شده بود، دانلود نماييد.

مقالات دیگر...

شبکه های اجتماعی من

 

کلا حقوقی نمی‌گیریم که بخواد محفوظ باشه، ولی شما رعایت کنید!

طراحی و اجرا "مینا وب "