مراحل تكامل مرغ در سبد غذايي انسانها
پدر خطاب به پسر ...
زمان انسانهاي اوليه: باكومبا باتومبا كلهتومبا خورومبا، تزيينومبا لباسومبا! (ترجمه: پسرم، اين باتوم رو ميبيني، بايد اين طوري بزني تو سر اين مرغهاي جنگلي تا بتوني شكارشون كني. فقط بايد مواظب باشي از دستت نپرن. اون وقت گوشتش رو ميتوني خام خام به نيش بكشي و از پرهاش هم ميتوني واسه تزيين لباست استفاده كني.)
زمان كشف آتش توسط انسانهاي اوليه: باكومبا تيركومبا شكارومبا كبابومبا خورومبا! (ترجمه: پسرم، با اين تيركمون ميتوني از فاصله دورتر اين مرغهاي جنگلي رو شكار كني و بندازي رو آتيش كبابي بشه، بعد به نيش بكشيش.)
چند قرن بعد: پسرم، اين مرغ جنگلي رو زنده ميگيريم بعد ميذاريم تو قفس تا بزرگتر و چاقوچلهتر بشه بعد يه لقمه چپش ميكنيم.
چند سال بعدتر: پسرم، اين مرغهاي محلي رو پرورش ميديم تا زياد بشن و هر وقت خواستيم يكي دو تا شو ميخوريم. از پرش هم ميتونيم واسه بالش استفاده كنيم.
چند سال بعدترتر: پسرم، ميريم مرغ فروشي يه مرغ پرورشي هورمني ميخريم و ميديم مامان ميپزه و بعد سه نفري ميخوريمش.
چند سال بعدترترتر: پسرم، يه رون مرغ ميخريم و ميديم مامان ميپزه و سه نفري ميخوريم.
چند سال بعدترترترتر: پسرم، نفري يه سنگدون مرغ ميخريم و ميديم مامان ميپزه و سه نفري ميخوريم.
چند سال بعدترترترترتر: پسرم، نفري يه تخم مرغ ميخريم و ميديم مامان ميپزه و سه نفري ميخوريم.
چند سال بعدترترترترترتر: پسرم، يه تخم مرغ ميخريم و ميديم مامان ميپزه و سه نفري ميخوريم.
چند سال بعدترترترترترترتر: پسرم، اين كه ميبيني تو دست منه اسمش تخم مرغه. اين يكي از 1400 تخم مرغيه كه مهر مادرت كرده بودم و الان مجبورم هر ماه بابتش كل حقوقم رو بدم پاي اين كه بتونم لااقل ماهي يه تخم مرغ به مادرت تحويل بدم كه من رو نندازه زندان. اين تخم مرغ محصول يه جانور كميابي هست به نام مرغ كه اگر قول بدي معدلت امسال 20 بشه ميبرمت باغ وحش كه ببينيش!
