مشاوره اينجانب براي خوابهاي شما / دي 90
يك شهروند عادي: ديروز در خواب براي خريد مرغ به فروشگاهي مراجعه كردم. فروشنده مرغ را به همراه يك سيدي، داخل نايلون گذاشت و داد دست من. با تعجب پرسيدم اين سيدي ديگر چيست؟ گفت سيدي اعتراف مرغ مذكور به ذبح شدنش است، تازه زير نويس فارسي هم دارد! در همين لحظه از خواب پريدم. به نظر شما ديدن اين قبيل خوابهاي پريشان نشان دهنده چيست؟
اينجانب: شهروند عزيز، بر اساس اطلاعات ما يكي از اعضاي هيئت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران گفته است كه 20 درصد مرغهاي موجود در بازار قبل از ذبح مردهاند. فكر ميكنم در آيندهاي نزديك براي اينكه اين شائبه ايجاد نشود كه چنين اتفاقي در حال رخ دادن است مسئولان تنها راهكار موجود را در اين ببينند كه همراه هر مرغ فيلمي از اعترافات مرغ مذكور با اين عنوان كه وي قبل از ذبح زنده و سالم و سرحال بوده است را به مردم عرضه نمايند و چون عموم شهروندان قادر به فهم و درك صحبتهاي مرغ نيستند با زير نويس فارسي ارائه كنند تا همگان متوجه لپ كلام مرغ ذبح شده بشوند. البته به شما توصيه ميكنم زياد به اين فيلمها اعتماد نكنيد چون نه ميتوان هويت مرغ در نايلون را با مرغ داخل فيلم مطابقت داد و نه ميتوانيد ثابت كرد كه ما بين گرفتن فيلم از مرغ مذكور و ذبح شدنش (حتي اگر هم چند دقيقهاي بيشتر نباشد) مرغ مذكور نمرده باشد.
يك مسئول كتابخانه: چند شب پيش در خواب ديدم كه در محفلي در حال سخنراني هستم. در حين سخنراني با گفتن اين جمله كه امروز در عرصه جهانی به راهکارهایی مانند گفتمان نیاز داریم و با فیلترینگ نمیتوان فضا را اداره کرد، مورد تشويق حضار قرار گرفتم. به نظر شما اين حرف من اينقدر تاثير گذار بود كه موجب تشويق بنده شود؟
اينجانب: جناب مسئول كتابخانه، شما ديگر چرا؟ مگر نميدانيد كه اگر كوچكترين صحبتي در محيطي مثل كتابخانه رخ دهد باعث اعتراض و داد و بيداد سايرين شده و حتي با ادامه آن ممكن است كار به هرج و مرج و آشوب نيز بكشد. حال چه برسد به گفتمان كه از صحبت عادي هم طولانيتر و بلندتر خواهد بود. پس مطمئنا كساني كه در خواب شما را تشويق كردهاند يا حرف شما را بد متوجه شدند يا اينكه داشتند مثل شما خواب ميديدند. پس بهتر است در سخنرانيها و كنفرانسهاي خود در بيداري حواستان را بيشتر از اينها جمع كنيد تا حرفهاي نامربوط نزنيد.
يك قبر خر: ديشب در خواب قبري با موقعيت بسيار مناسب با قيمت 480 ميليون تومان به من پيشنهاد شد. درجا خريدمش و يك ساعت بعد توانستم به قيمت 800 ميليون تومان به شخص ديگري بفروشم. بنده در اين ده سالي كه قبر خريد و فروش ميكنم تاكنون قبري با چنين قيمتي نديده و نشنيده بودم. به نظر شما اگر چنين قبري واقعا موجود باشد آيا به خوابم اعتماد كنم و آن را به قيمت به اين بالايي بخرم؟
اينجانب: قبر خر گرامي، اتفاقا همان ديشب پيام كوتاهي با اين مضمون كه قبري در مشهد كه تنها قبر يك طبقه آن منطقه است، با پنجرهاي رو به چشم اندازي خاص با قيمت پايه 480 ميليون تومان به فروش ميرسد، به دستم رسيد. شماره تماس و آدرس را برايتان ارسال ميكنم. اميدوارم خوابتان تعبير شده و سود خوبي را از اين كار خير كسب نماييد. پورسانت ما هم فراموش نشود. در ضمن اگر هم موفق به فروش آن با قيمتي بالاتر نشديد ميتوانيد براي خودتان كنار بگذاريد و به داشتن چنيني قبري به خود بباليد.
يك دانش آموز ابتدايي: چند شبي هست كه مدام خواب ميبينم كه به من برگههايي را ميدهند تا امضاء كنم. من هم با مداد زير برگهها را امضاء ميكنم ولي مجدداً فرداي همان روزي كه برگهها را امضاء كردم خواب ميبينم كه همان برگهها را دادهاند دستم و من دارم با پاكن امضاهاي خودم را از زيرش پاك ميكنم. به نظر شما اين خواب چه تعبيري در زندگي من ميتواند داشته باشد؟
اينجانب: دانش آموز عزيز، تعبير اين خواب بسيار شفاف و مشخص است. شما به احتمال بسيار زياد در آينده نماينده مجلس خواهيد شد چون تنها در آنجاست كه هر روز زير بعصي از نامهها را به طور دسته جمعي امضاء ميكنند و فردايش مجدداً به صورت دسته جمعي امضاهايشان را پس ميگيرند تا از حد نصاب بيفتد.
