مشاوره اينجانب براي خوابهاي شما / دي 90
يك خانم خانه دار: ديشب خواب عجيبي ديدم. خوابم بدين صورت بود كه داشتم در آشپزخانه منزلمان سيب زميني سرخ ميكردم كه ناگهان صداي قهقهه بلندي به گوشم رسيد. چون ميدانستم در منزل كسي نيست خيلي ترسيدم. به آرامي صداي قهقهه را دنبال كردم. ديدم مرغ درستهاي كه پخته بودم و روي ميز نهارخوري گذاشته بودمش، دارد با صداي بلند ميخندد و خودش را تكان ميدهد. دقت كه كردم متوجه شدم كه سمت بريده شده مرغ پخته به سمت تلويزيوني كه روشن بوده، هست. سريع به سمت تلويزيون رفتم و تلويزيون را خاموش كردم. با خاموش كردن تلويزيون صداي قهقهه مرغ پخته شده روي ميز هم بند آمد. به نظر شما با وجود اينكه تلويزيون هم هيچ برنامه خندهداري در آن زمان نداشت چرا اين مرغ پخته تا اين حد داشت قهقهه ميزد؟
اينجانب: خواهر عزيز، اول اينكه شانس آورديد و سريع تلويزيون را خاموش كرديد چون اگر اين قهقههها ادامه پيدا ميكرد شاهد گريه اين مرغ پخته هم ميشديد و آن وقت ترس و دلهره و نگراني شما چند برابر ميشد. به احتمال زياد مرغ شما داشته آمارهاي مسئولان را در موارد مختلفي مثل تك رقمي شدن نرخ بيكاري تا آخر امسال با ايجاد دو و نيم ميليون شغل يا بهبود وضعيت 80 درصد مردم با اجراي طرح هدفمندي يارانهها را ميشنيده است.
يك شهروند روي خط فقر: ديشب خواب ديدم كه به قصابي محل رفتهام و به حسن آقا گفتم: "لطفا صد گرم گوشت به من بديد." حسن آقا اخم و تخمي كرد و گفت: "گوشت نداريم!" گفتم: "پس اينا چيه اينجا آويزون كرديد؟" گفت: "اينا رو همين طوري درسته ميفروشيم، ميخواي بكشم واست؟!" گفتم: "نه ممنون، عرض كردم كه صد گرم گوشت بيشتر نميخوام البته يك وقت فكر نكنيد مشكل مالي و تورم و اين چيزا هستا، نه، ميخوام به كم شدن واردات گوشت به كشور كمكي كرده باشم." گفت: "پس برو صد گرم گوشت رو از همون كسايي بگير كه داري بهشون كمك ميكني كه گوشت كمتري وارد كشور بشه!" آخر شما بگوييد در بيداري كه اون طور برخورد ميكنند در خواب هم كه نميگذارند به اقتصاد مملكت كمكي كنم. آخر شما بگوييد من چه كنم؟
ايننجانب: شهروند روي خط عزيز، دست از تلاش اينچنيني براي كمك به اقتصاد مملكت و جلوگيري از واردات گوشت برداريد چون هيچ كجا صد گرم گوشت بهتان نميدهند. پس به شما توصيه ميكنم كلا قيد گوشت را بزنيد و گياه خواري را پيشه كنيد تا هم به خودتان و هم به اقتصاد مملكتتان كمك نماييد. البته اميدوارم كه كار شما به كمك به اقتصاد مملكت براي جلوگيري از واردات محصولات گياهي هم نكشد!
يك شهروند زرنگ: چند شب پيش خواب ديدم كه در صفهاي طويلي براي خريد سكه طلا جلوي بانك مركزي ايستادهام. بعد از ساعتها انتظار نوبت كه به من رسيد تازه فهميدم كه سكهها را درجا نميدهند و ميگويند برو چهار ماه ديگر بيا سكهها را تحويل بگير. تازه در قرارداد هم نوشته شده بود كه ميبايست در زمان تحويل سكهها، درصد نامشخصي براي ماليات بر افزوده پرداخت شود. به نظر شما اين وسط كي از همه زرنگتر است؟
اينجانب: شهروند مثلاً زرنگ، اول اينكه شما خواب نبوديد بلكه چون شب همانجا جلوي در ورودي بانك مركزي خوابيدهايد فكر كرديد داريد خواب ميبينيد. دوم اينكه خب وقتي معلوم است كي از همه زرنگتر است، ديگر چرا سئوال ميكنيد. خودتان هم در نامهتان اذعان نموديد و به نوعي به اين موضوع اعتراف كرديد. حال بنشينيد و چهار ماه ديگر صبر كنيد تا دقيقاً و به طور يقين بر شما اثبات شود كه درصد زرنگي شما بيشتر است يا دولت.
یک متصدی سینما: خواب دیدم که رفتهام تا فیلمی را برای پخش خريداري كنم، ولي به من گفتند که دیگر فیلم جديد نداریم! گفتم مگر می شود. گفتند حالا که شده است، شما همان فیلمهای سالهای قبل را دوباره بگذارید، البته آنهایی که در این لیست هستند و مجوز پخش مجدد را دارند. به نظر شما خواب من چه تعبیری میتواند داشته باشد؟
اینجانب: متصدی عزیز، با خروج هنرمندان از جمله کارگردانان سینما معلوم است که با کمبود يا نبود فیلمهای خوب مواجه میشویم. شما میتوانید بر اساس همان پيشنهادي كه در خواب ديديد منبعد فيلمهاي مورد تاييد سالهاي گذشته را مجددا گرفته و پخش نماييد. البته با اين كار ميبايست قيد تماشاچي را بزنيد ولي ميتوانيد در خفا روي پرده سينماي خود سريالهاي فارسي وان را به صورت زنده پخش كنيد تا لااقل سانسهاي شب چهارتا تماشاچي به تورتان بخورد.

*قسمتهاي سبز: موارد حذف شده ميباشد!