مشاوره اينجانب براي خوابهاي شما / دي 90
يك بيمار قلبي: خواب ديدم كه يك قلب مصنوعي پيشرفته جديد در كشور اسپانيا به من پيوند زدهاند. همه چيز در آنجا خوب بود ولي به محض آنكه وارد كشور شدم دكترها از آنجا برايم زنگ ميزدند و هي جوياي حال من ميشدند. علت را كه از آنها پرسيدم گفتند كه ظاهراً قلب مصنوعي جديد با استفاده از اينترنت اطلاعات حياتي قلب را به مركز آنها ارسال ميكند ولي جديداً اطلاعات ارسالي هيچ ربطي به قلب من نداشته و مربوط به ساير اعضاي بدنم مثل معده و روده بوده است! به نظر شما مشكل اين خواب از كجاست؟
اينجانب: بيمار عزيز، ظاهراً شما وضعتان خوب است كه از چنين قلب مصنوعي برخوردار شده بوديد ولو در خواب. البته شما كه اينقدر وضع ماليتان خوب بوده است بايد به اين نكته توجه ميكرديد كه دسترسي به اينترنت در اينجا و آنجا تومني سه زار فرق ميكند. احتمالاً اطلاعات قلبتان فيلتر شده بود و اين مسئله باعث شده بود كه سايت مذكور به جاي قلبتان، پزشكان را به ساير قسمتهاي ديگر بدنتان هدايت كند و باعث گيج شدن پزشكانتان شود. پس يا برويد يك قلب آنالوگ روي بدنتان نصب كنيد يا برويد و در همان اسپانيا سكونت گزينيد تا ديگر چنين مشكلاتي در بيداري گريبانتان را نگيرد چون ممكن است اين بار قلبتان نتواند از دست فيلترينگ قسر در برود.
يك جوان عشق موسيقي: چند شبي هست كه خوابهاي عجيب و غريب زياد ميبينم. يك شب خواب ديدم كه براي گاوي موسيقي زدم، شيرش دو برابر شد. شبي ديگر ديدم براي گياهي موسيقي نواختم، رشدش دو برابر شد. باز شبي خواب ديدم كه در بيمارستاني موسيقي نواختم، حال چند بيمار زودتر از موعد مقرر خوب شد. ديشب هم كه خواب ديدم در فاضلابي موسيقي نواختم كه باعث شد آب زلال زلال شود. گرچه تمام اين خوابها جنبه علمي هم دارد و در مقالاتي صحت آن را خواندهام ولي باز برايم قابل هضم نيست. به نظر شما تكليف چيست؟ موسيقي بالاخره بد است يا خوب؟ آيا تاثيرات مثبتي دارد يا منفي؟
اينجانب: دوست عزيز، اين مسئله دقيقا بستگي به مكاني دارد كه شما موسيقي را مينوازيد. در اينور آب موسيقي شما نه تنها تاثير مثبتي ندارد بلكه اثرات منفي به وجود آمده از آن از جرمهايي مثل سرقت هم بيشتر است. ولي ظاهراً همين موسيقي اثرات بسيار مثبتي در آنور آب دارد و به قول شما خيلي از آنها نيز به شكل علمي به اثبات رسيده است. پس به شما توصيه ميكنم در جايي موسيقي بنوازيد كه اثر مثبتي براي شما و ديگران داشته باشد نه اثرات منفي براي خودتان.
يك مادر دلسوز: چند وقتي بود پسرم اصرار ميكرد كه ببرمش باغ وحش تا شير جنگل را از نزديك ببيند. بالاخره بعد از مدتها توانستم وقتم را تنظيم كنم و ببرمش باغ وحش تا شير را از نزديك ببيند. وقتي پسرم در باغ وحش شير را از نزديك ديد به من گفت: "مامان اين كه فقط يه گربست با يال و كوپال!" گفتم: "نه مادر جان اين شير رژيميه فقط يكم از حد معمول لاغرتر شده وگرنه همون شيري هست كه تو مستندها ديدي." خلاصه قبول نكرد و هي هر روز اصرار ميكرد كه من ميخواهم يه شير واقعي را از نزديك ببينم. ولي يك روز ديدم كه ديگر در مورد ديدن شير چيزي به من نگفت. ازش پرسيدم: "چيه پسرم، بالاخره تو خوابت يه شير واقعي بزرگ ديدي كه ديگه اصراري به ديدن شير نداري؟" گفت: "نه مامان، ديروز موقع برگشتن از مدرسه تو خيابون ديدم!" به نظر شما چرا پسرم خوابي را كه ديده منكر ميشود و اصرار ميكند كه در واقعيت شير ديده است؟
اينجانب: مادر گرامي، چرا شما تمام چيزهايي كه برايتان قابل درك نيست را به پاي دروغگويي فرزندتان ميگذاريد. خود من هم شير مذكور را چند روز پيش در خيابان ديدهام. اتفاقاً با وجود بچه بودنش حداقل ظاهر منتقيتري نسبت به شيرهاي باغ وحشهاي داخلي داشت. تازه نياز به خريد بليط هم نبود، همانجا وسط خيابان نشسته بود و به مردم زل زده بود و مردم هم متقابلاً با چشمان ورقلمبيده به او زل زده بودند. پس مادر عزيز سعي كنيد هر چيزي را به پاي خواب ديدن نگذاريد چون خيلي واقعيتها در زندگي هر شخصي به وجود ميآيد كه خيال ميكند دارد خواب ميبيند ولي اگر كمي فكر كند و اخبار را پيگيري نمايد متوجه ميشود كه نخير بيدار بيدار تشريف دارد.
