رويدادهاي سال 1388
سال 88 هم گذشت ... سالي كه نكو بود و از بهارش پيدا.
+ سالي كه هواپيماهاي توپولف به طور خودجوش يكي يكي كنار رفتند.
+ سالي كه فوتبال ما به جام جهاني رفت البته با توپولفهاي مذكور.
+ سالي كه در هنگام خوشه چيني هر كسي به اندازه جيبش خوشه گيرش نيامد.
+ سالي كه علاوه بر آنفلانزاي خوكي ، آنفلانزاي بزي و گوسفندي هم گريبان ما را گرفت.
+ سالي كه اثبات شد پارازيتها روي سلامت انسان هيچ گونه تأثيري ندارد.
+ سالي كه موش ، لاكپشت و كرم به هوا رفت ، نميدوني تا كجا رفت.
+ سالي كه آمار همه چيز مطلوب بود ولي مردم چيز ديگري حس كردند.
+ سالي كه جيميل هم به سايرين پيوست.
+ سالي كه هر چي قطع شد يقهي فيبر نوري جاسك ، فجيره را گرفتند.
+ سالي كه آمار برخورد لنگرهاي كشتيهاي ناشناس با كابلهاي فيبر نوري ، ركورد شكست.
+ سالي كه قرار شد از سال بعدش مردم به دولت يارانه بدهند.
+ سالي كه اصل هجدهم هم تغيير رنگ داد و شد آبي.
+ سالي كه بعد از شمردن جوجههاي آخر پاييزش معلوم شد كه جوجههايمان را پيشي برده است.
+ سالي كه با افزايش قيمت نان ، بعضيها نان را به نرخ روز خوردند.
+ سالي كه عجيب بود ولي غريب نبود.
+ سالي كه طنز در تمام عرصهها رشد چشمگيري پيدا كرد.
+ سالي كه موج ارزاني تبديل به سونامي شد.
+ سالي كه آمار طلاق با كم شدن ازدواج باز هم كم نشد.
+ سالي كه روي همه چيز فيلتر گذاشتند ، الا هوا.
+ سالي كه مردم سيب زميني رايگان را از نزديك لمس كردند.
+ سالي كه قطارها هم به جرگه توپولفها پيوستند.
+ سالي كه به همه كمك كرديم الا خودمان.
+ سالي كه پولي گم شد ، مژدگاني هم تعيين كرديم ولي پيدا نشد كه نشد.
+ سالي كه فهميديم كشورهايي به نام كومور ، زنگبار ، لسوتو و موريتاني هم وجود دارند.
+ سالي كه سلولهاي خاكستري زيادي حيف و ميل شدند.
+ سالي كه تكنولوژي حريق هم به امكانات بعضي از اتومبيلهايمان اضافه شد.
+ سالي كه بزرگترين خودروسازهاي جهان معذرت خواستند ولي خودروسازهاي ما تكذيب كردند.
+ سالي كه جومونگ جاي پهلوانان ما را گرفت.
+ سالي كه وام ازدواج زياد شد ولي خودش نه.
+ سالي كه اينترنت ما شد اينترانت.
+ سالي كه ماهوارهها جمع شد و بعضيها تفريق.
+ سالي كه تمام دماغها به كمال رسيد.
+ سالي كه دماغ رفت كنار و صحبت از جاهاي ديگر شد.
+ سالي كه جايزه صلح نوبل اشتباهاً به كشور ديگري راه يافت.
+ سالي كه خيليها رفتند آن ور آب و بعضي ديگر زير آبي شنا كردند.
+ سالي كه شايسته سالاري حرف اول و آخر را ميزد ، البته بعد از پارتي بازي.
+ سالي كه صدا و سيما هر چه در چنته داشت رو كرد.
+ سالي كه قرار بود كلاسهاي دانشگاهها از وسط نصف شود ، ولي نشد.
+ سالي كه روي شيشهي روزنامهها نوشته شد: حراج به علت تغيير شغل.
+ سالي كه همه چيزمان چيني شد ، حتي سنگ قبرمان.
+ و خلاصه اينكه سالي كه هر چي فكر ميكرديم ، همان نشد.
البته نگران نباشيد ، چون سال 89 هم به همين منوال خواهد گذشت.
چاپ شده در سالنامه شهر آرا
