مصاحبه با يك گوسفند چيني
" در تعدادي از محلهاي عرضه دام ، بخصوص شهرستان ورامين ، نوعي گوسفند از گونه چيني به فروش ميرسد كه از سمت زاهدان به اين محل آورده شده است. خصوصيات اين گوسفند شامل دنبه بسيار كوچك ، هيكل بزرگ اندازه يك گوساله و چربي كمتر است."
در همين رابطه اينجانب با يكي از اين گوسفندان چيني مصاحبهاي انجام دادهام كه در ذيل ميتوانيد اين مصاحبه را بخوانيد.
در ابتدا خودتان را معرفي كنيد.
بنده چينگ چونگ چانگ هستم معروف به ببعي چيني.
لطفاً چگونگي ورودتان را به ايران براي ما توضيح دهيد.
يك روز چند نفر از مسئولان چيني پيش ما آمدند و گفتند كه طي قراردادي كه با ايرانيان امضاء كرديم قرار شده به ازاي دادن رأي مثبت به قطعنامه چهارم شوراي امنيت بر عليه ايران تعدادي از شما را به ايران صادر كنيم. ما هم گفتيم چشم ، هر چي شما بفرماييد عاليجناب. اين شد كه به اتفاق تمام فك و فاميلهامون آمديم ايران.
در مصاحبههايي كه با گوسفندان ايراني داشتيم اغلب آنها از ورود شما به ايران گله داشتند و ميگفتند شما كار و كاسبي آنها را خراب كردهايد. به نظر شما اين حرف چقدر صحت دارد؟
ببينيد ، اگر به شكل منطقي به قضيه نگاه كنيد متوجه ميشويد كه قبل از ورود ما توليد گوشت گوسفند در ايران غير رقابتي بوده و همين امر باعث شده بود كه گوسفندان ايراني تنبل بار بيايند. همچنين به علت تغذيه نامناسب و خوردن سانديس علف و علوفههاي درجه سه هيكلشان نقلي مانده و چربي و دنبههايشان از حد استاندارد بالا رفته است. ولي اگر شما يك نظر برادرانه به هيكل و قد و بالاي ما بياندازيد ميبينيد كه از نظر هيكل و چربي كم ، گوساله را هم ميگذاريم در جيبمان چه برسد به هم نوعانمان در اينجا.
يعني شما معتقديد كه به دليل رقابت آزاد اين اجازه را داريد كه گوسفندان ايراني را از كار بي كار كنيد؟!
نه عزيزم! اين نكته را لازم است كه يادآور بشوم كه ما قرار است فقط گوشت گوسفندي مصرف داخل ايران را تأمين كنيم و كاري به ساير كسب و كار روزمره گوسفندان ايراني نداريم!
شما در صحبتهايتان اشاره كرديد به نوع تغذيه نامناسب گوسفندهاي ايراني و گفتيد كه سانديس علف و علوفه درجه سه ميخورند. ميشود بفرماييد مگر شما چه ميخوريد كه هيكلتان آرنولدي ميشود؟
كلاس كار ما بالاست. ما احتياجي به آب ميوه نداريم ، آن هم از نوع غير طبيعيش. طبق مفاد قرارداد ما علفهايي كه ما ميخوريم به علت خاص بودن نوع داشت ، كاشت و برداشت آن بايد از چين وارد شود تا ما با خوردن آنها پروار شده و يك وقت خداي نكرده دچار سوء هاضمه نشويم.
گفته ميشود بعضي از گوسفندان ايراني از اين مسئله ميترسند كه شما بزها و بزغالههاي جوانشان را از راه بدر كنيد. چطور ميتوان اين ذهنيت را از اذهان آنها پاك كرد؟
چرا پاك شود؟ خُب حق هم دارند نگران باشند چون همين خود من هنوز چند روز از آمدنم از چين نگذشته كلي خواستگار برايم پيدا شده است. همان طور كه گفتم الان حرف اول و آخر را در دنيا رقابت ميزند و كساني كه نميتوانند رقابت كنند بايد بروند گوسفندشان را بچرانند! اين گوسفندانِ نگران ، به جاي نشستن در طويله و غصه خوردن ، بروند بدنسازي و يكم هيكلشان را درست كنند نه اينكه بيايند به ما گير بدهند كه چرا بزهايشان با ديدن ما دل و قلوه شان در گلويشان گير ميكند. اين ديگر مشكل خودشان است.
به عنوان آخرين سئوال ، شما آينده گوسفندان ايراني را چگونه ميبينيد؟
به نظر من با ورود ما ، نسل گوسفندان ايراني منقرض و در عوض نسل بز و بزغالههاي ايراني تقويت خواهد شد و ما گوسفندان چيني در كنار اين بزهاي جوان ايراني توليد گوشت گوسفندي را از لحاظ كمي و كيفي به بالاترين حد خواهيم رساند و كاري خواهيم كرد كه گوسفندان نسل جديد به غير از توليد گوشت به چيزهاي ديگري فكر نكنند!