مشاوره اينجانب براي خواب‌هاي شما / مرداد 90

يک شهروند تابع قانون: خواب ديدم که رئيس تاکسيراني به من گفت: «از ابتداي مرداد ماه 20 درصد به سهميه بنزين رانندگان تاکسي افزوده شد تا افزايش مصرف بنزين در هنگام روشن بودن کولر را جبران کند. من از همين جا از شما مي خواهم که نسبت به حقوق خود آگاه باشيد و اگر سوار تاکسي شديد که کولرش روشن نبود از راننده بخواهيد و تذکر بدهيد که کولر اتومبيلش را روشن کند.» درست يک روز بعد هنگامي که در همين رابطه به راننده اي تذکر دادم، وي گفت: «کرايه دوبل بده کولر رو روشن کنم.»

ما هم خوابي را که ديديم برايش تعريف کرديم. راننده مذکور بعد از شنيدن خواب من گفت: «خواب ديدي خير باشه.» خلاصه بحث ما به درگيري لفظي و بعد فيزيکي کشيده شد. آخرين جمله اي که در ذهنم ماند اين بود که راننده گفت: «حالا که اين طور شد جايي مي فرستمت که چند روزي بري زير کولر بخوابي.» اکنون اين نامه را از بيمارستان برايتان مي نويسم. به نظر شما آيا هر آنچه که ما خواب مي بينيم را بايد انجام دهيم؟

اينجانب: شهروند قانونمند عزيز، در دنياي واقعي هميشه گرفتن حق و عمل به قانون سودمند نيست بلکه ممکن است در شرايطي شما را از زندگي عادي نيز باز دارد، چه برسد به يک خواب که مطمئناً نمي توان به آن استنادي داشت. البته بخش اول خواب شما، آن قسمتي که سهميه بنزين تاکسي ها را 20 درصد افزايش داده اند، واقعي بوده و مابقي توهمي بيش نبوده است. پس به شما توصيه مي کنم منبعد قبل از عمل به خواب هاي خود با يک مشاور خواب مثل بنده خواب خود را در ميان بگذاريد تا دچار چنين حوادثي نشويد. البته اين حادثه يک حسن هم براي شما داشته و آن اين بوده که شما به خواسته خود رسيديد چون حداقل به مدت چند روز مي توانيد از نعمت کولر در بيمارستان بهره مند شويد.


يک شهروند بي خطر: ديشب در خواب دربه در دنبال عابر بانک بودم تا مقداري پول بگيرم. به هر عابر بانکي که مراجعه کردم يا خراب بود يا پول نداشت. چشمم به دستگاهي در بغل بانک افتاد که رويش نوشته شده بود خودپرداز. با اينکه کارتم داخل دستگاه نمي رفت ولي چون نياز مبرم به پول داشتم، کارتم را به زور وارد دستگاه کردم. ناگهان صدايي شبيه به صداي شمارش پول ها را شنيدم. خيلي خوشحال شدم چون بعد از اين همه اين در و اون در زدن بالاخره موفق شدم يک خودپرداز سالم گير بياورم. اما خوشحالي من چند ثانيه اي بيشتر دوام نداشت چون ناگهان ديدم کلي سرنگ با کارتم از خروجي دستگاه زد بيرون! به نظر شما تعبير اين سرنگ ها چيست؟

اينجانب: شهروند بي خطر امروز و پرخطر فردا، تعبير خواب شما اين است که به احتمال زياد شما به زودي معتاد شده و در سطح شهر دربه در دنبال خودپرداز سرنگ خواهيد گشت ولي تلاشتان نافرجام مي ماند تا اينکه از روي عصبانيت مشتي به يکي از عابربانک هايي که بغل دستگاه خودپرداز سرنگ هست مي زنيد و دستگاه کلي پول از خروجي اش براي شما مي ريزد بيرون تا لااقل بتوانيد برويد محتويات داخلي سرنگ را تأمين کنيد.

روزنامه قدس 20 مرداد 1390

نظرات (0)

هنوز نظری ارسال نشده است

دیدگاه خود را بیان کنید

  1. Posting comment as a guest.
پیوست (0 / 3)
انتشار موقعیت

کلا حقوقی نمی‌گیریم که بخواد محفوظ باشه، ولی شما رعایت کنید!

طراحی و اجرا "مینا وب "