مشاوره اينجانب براي خوابهاي شما / آبان 90
يك شهروند زوج و فرد شده: ديشب خواب ديدم كه در پياده رو يك مأمور راهنمايي و رانندگي جلوي من را گرفته است و ميگويد لطفاً كارت ملي. گفتم به چه علت؟ فرمودند براي اينكه ميخواهم ببينم رقم آخر كارت مليتان فرد است يا زوج. گفتم عزيز دل برادر، مگر ما اتومبيل هستيم؟ فرمود خير، بخشنامه زدهاند كه منبعد موتور و شهروندان را هم زوج و فرد كنيد. گفتم آقاي عزيز من بايد بروم سركار نميتوانم كه اينجا بياستم با شما كل كل كنم. فرمود خب ميتوانيد برويد ولي پانزده هزار تومان جريمه ميشويد. گفتم من اگر دير برسم سر كار اخراجم ميكنند. فرمود: آن ديگر مشكل شماست. آن روز پانزده هزار تومان را دادم تا از كار بيكار نشوم. مجدداً چند شب بعد همان خواب را ديدم. اين چه خوابيست كه من چند شب است دارم ميبينم؟!
اينجانب: شاغل محترم، قرار شده است كه علاوه بر اتومبيلها، موتورسيكلتها را هم زوج و فرد كنند. چند وقت ديگر هم احتمالاً دوچرخه و سهچرخه هم همين طور و سر آخر هم نوبت به شما ميرسد. پس فعلاً نگراني به خود راه ندهيد چون هنوز چند ماهي به تعبير خوابتان باقي مانده است. در ضمن آن موقع هم ميتوانيد با پرداخت قسمتي از حقوقتان از برچسب طرح ترافيك روي پيراهن خود استفاده كنيد تا ديگر به شما گير ندهند. اگر هم بضاعت پرداخت آن را نداريد ميتوانيد از دستفروشهاي سر خيابان آن را با يك دهم قيمت تهيه كنيد. فقط اين نكته را يادآور ميشوم كه عواقب استفاده از اين برچسبها بر عهده خودتان است نه بنده.
يك شهروند: ديشب در خواب ديدم كه آب و برق و گاز منزلمان قطع شده است. زنگ زدم 118 تا شماره ادارات مذكور را بگيرم كه ديدم ميگويند به علت قطع شدن گاز و برق از پاسخگوئي به شما معذوريم. به هر نحوي كه بود از دفترچه تلفن و به كمك دوستان و آشنايان شماره ادارات مذكور را گرفتم. زنگ زدم اداره برق گفتند به علت قطع شدن گاز و آب از پاسخگوئي معذوريم، زنگ زدم اداره گاز گفتند به علت قطع شدن برق و آب از پاسخگوئي معذوريم، زنگ زدم اداره آب گفتند به علت قطع شدن گاز و برق از پاسخگوئي معذوريم! سر آخر جيغ بلندي كشيدم و از خواب پريدم. به نظر شما اين وسط حق با چه كسي بوده است؟
اينجانب: شهروند گرامي، موضوع پيچيدهايست و حتي بزرگترين دانشمندان و رياضيدانان تاريخ بشريت هم نميتوانند اين مسئله را حل نمايند و بگويند كه بالاخره حق با چه كسي است. تنها ميتوانم اين نكته را با قطعيت به شما بگويم كه حق با چه كسي نيست، كه آن هم مشخص است چون هيچ وقت حق با مشترك نميتواند باشد.
يك طراح لباس: بنده چند ساليست كه طراح لباسهاي مختلف هستم. بعد از يك عمر دود چرخ خياطي خوردن خواب ديدم كه چند نفر به خياطي من ريختند و مرا دستگير نمودند. هر چقدر هم داد ميزدم كه علت اين امر چيست كسي به من توجهي نميكرد. به نظر شما خواب بنده چه تعبيري ميتواند داشته باشد؟
اينجانب: خياط عزيز، شما ميبايست اين نكته را در نظر بگيريد كه چون به تازگي تعدادي از طراحان لباس بازداشت شدهاند، اين طرح ممكن است گريبان شما را نيز بگيرد. البته اگر دود چرخ خياطي خورده باشيد و از طرحهاي مورد تأييد لباس توليد كرده باشيد نبايد زياد نگراني به خود راه بدهيد چون اگر هم دستگير شويد زود آزاد خواهيد شد ولي اگر لباس يا شلوارهاي آستين كوتاه يا مانتوهاي تنگ و چاكدار توليد و روانه بازار ميكرديد بايد عرض كنم كه راهكاري براي جلوگيري از تعبير خواب شما ندارم. مگر اينكه تا دير نشده توليدي خود را جمع كرده و برويد چين و از آنجا محصولاتتان را به ايران صادر نماييد تا كسي نتوانند به شما گير بدهد.
همسر يك كارمند: ديشب خواب ديدم كه در سفري كه به قم داشتيم، براي خريد يك انگشتر معمولي عقيق به بازار رفتيم. بعد از انتخاب انگشتر فروشنده از ما سئوال كرد ميخواهيد در چند قسط پرداخت كنيد؟ تا اين حرف را شنيدم از خواب پريدم. به نظر شما يعني وضع ما اينقدر بد خواهد شد كه براي خريد يك انگشتر معمولي عقيق هم بايد قسط بندي كنيم؟!
اينجانب: خواهر گرامي، بايد به شما عرض كنم كه همينك اين طرح در حال اجرايي شدن است. البته شما نگران نباشيد چون در طرحهاي آتي قرار است مايحتاج اوليه مردم نيز به صورت قسطي در اختيارشان قرار گيرد تا بتوانند لااقل مايحتاج روزمره خود را راحتتر تأمين نمايند.
