مشاوره اينجانب براي خوابهاي شما / آبان 90
يك راننده نسوان: جناب مشاور، ديشب در خواب ديدم كه اتومبيل پدرم را برداشتهام و دارم حركات مارپيچ، سبقت از راست، عبور از چراغ قرمز و ساير خلافهاي رانندگي ديگر را انجام ميدهم تا ببينم رانندگي خلاف قانون چه مزهاي ميدهد. چندين بار هم هنگام عبور از چهارراهها و خيابانهاي اصلي اعتنايي به افسران راهنمايي و رانندگي كه سوت زنان به دنبال ماشين من بال بال ميزدند توجهي نكردم. هيچ اتفاقي هم برايم نيفتاد، نه جريمه شدم و نه تصادف كردم. به نظر شما وقتي ميشود طعم خوب چنين رانندگي را چشيد و كسي هم با آدم كاري ندارد چرا در بيداري انجامش ندهيم؟
اينجانب: نسوان عزيز، درست است كه به علل مختلف به بعضي از افسران راهنمايي و رانندگي ابلاغ شده است كه كاري به كار نسوان نداشته باشيد و جلويشان را نگيريد و جريمهشان نكنيد، ولي مطمئن باشيد اگر در همان خواب يكي دو روز ديگر سري به برگه خلافي ماشين پدرتان بزنيد خواهيد ديد كه همان كساني كه به قول شما بال بال ميزدند و شما بدون توجه بهشان از كنارشان رد ميشديد و خوشحال بوديد بابت اينكه نتوانستند شما را جريمه كنند، چه جريمههاي سنگيني را با زدن تيك گزينه خودداري روي برگههاي جريمه به نام اتومبيل پدر بيخبر از همه جايتان ثبت كردهاند.
يك داغ ديده ماهواره: چند شب پيش خواب ديدم كه ماموران محترم براي جمع آوري ماهواره به آپارتمان ما آمدهاند و يكي يكي ديشهاي ماهواره را ميگيرند و با سرعت پرت ميكنند بالا به طوري كه ديگر با چشم نميتوان آنها را رصد كرد! اين خواب چه تعبيري ميتواند داشته باشد؟
اينجانب: داغ ديده عزيز، شما دچار ادغام خواب شدهايد. در اصل شما ميبايست در يك خواب ميديديد كه چند ماهواره مثل فجر، نوید، طلوع و امثالهم را دارند به فضا پرتاب ميكنند و در خوابي ديگر بايد ميديديد كه ماموران محترم آمده اند و ماهوارههاي شما را از بالاي پشت بام پرت ميكنند پايين. اين دو خواب كاملاً متضاد همديگر هستند چون اولي نشان ميدهد كه ماهواره چيز مثبتي است و همه مردم كشورهاي جهان به غير از ايران ميبايست از برنامههاي آن بهرهمند شوند و دومين خواب وجه منفي آن است كه نشان دهنده اين واقعيت است كه ديدن ماهواره براي داخل اشكال دارد و حتي جرم محسوب ميشود. پس منبعد سعي كنيد خوابهاي ادغام شده نبينيد و اگر هم ديديد جايي بازگو نكنيد چون ممكن است برايتان گران تمام شود.
يك نويسنده متعجب: چند سال پيش كتابم را براي گرفتن مجوز به وزارت ارشاد ارسال كردم ولي هنوز خبري از مجوز يا حذفيات لازم يا هر نوع خبري از كتابم نيست. چند شب پيش در خواب ديدم كه بالاخره جواب درخواست مجوز كتاب 200 صفحهاي بنده آمده است و در 100 صفحه موارد ممنوعه و حذفيات لازم را برايم ليست كردهاند! اولين مورد كه گفته بودند بايد حذف يا تغيير كند، اولين جمله كتابم بود كه در آن نوشته بودم: "عرق شرم بر پيشانيام نشست." در ليست موارد حذفيات نوشته بودند عبارت "عرق" بايد حذف شود و به جايش مثلاً بنويسيد "نوشيدني"! آمدم دومين مورد را بخوانم كه از خواب پريدم. قلبم داشت از حدقه ميزد بيرون! شما بگوييد آخر من بايد چه كار كنم؟
اينجانب: نويسنده عزيز، اول اين كه به شما توصيه ميكنم بيخيال مجوز كتابتان بشويد و دنبالش را هم نگيريد چون با اين اوصافي كه شما و ساير دوستان نويسنده در خوابهاي اخير مشاهده نموديد و با توجه به اينكه ظاهرا شما مشكل قلبي هم داريد كه قلبتان از حدقهيتان بيرون ميزند، احتمال سكته قلبي محرز است. به شما توصيه ميكنم براي سلامتي قلبتان هم كه شده نويسندگي را كنار گذاشته و به شغل ديگري بپردازيد كه هم بتوانيد خرج و مخارج رزمره خود را تامين كنيد و هم قلبتان كمتر دچار استرس و فشارهاي عصبي شود. البته با اين كار ممكن است مغز فعالتان دچار افول شده و به مرور زمان مغزتان را از دست داده و فكر و انديشهيتان را به فراموشي بسپاريد ولي چارهاي نيست، چون با اين كار لااقل چند سال بيشتر زنده ميمانيد.
