فرزندان خود را چندلا بسازید!

روزی روزگاری پیرمردی نجار قصد داشت به پیروی از داستان‌های کهن البته با متد جدید فرزندان خود را نصیحت کند. از این رو یک روز که نصیحت خیلی می‌چسبید، فرزندان خود را گرد هم جمع کرد و بعد از صاف کردن گلوی خود از میان چوب‌هایی که جمع کرده بود یک چوب نازک را برداشت و با یک حرکت برق آسا آن را شکاند. فرزندان پیرمرد بدون هیچ عکس العملی داستان معروف اتحاد فرزندان را از ذهن گذراندند. پیرمرد نگاهی عاقل اندر سفیه به فرزندان خود کرد و گفت: "تمامی تفکرات بیهوده و پوچ خود را دور بریزید و خوب به صحبت‌های من گوش دهید."

سپس دو چوب برداشت و روی هم قرار داد و شکاند. در ادامه سه، چهار و پنج چوب را که با هم خواست بشکند، گفت: "ببینید چقدر سفت شده است و به سختی قابل شکستن است. پس یادتان باشد که فرزندانتان را حداقل پنج‌لا بسازید که شکننده نباشند!" همه متعجب به پدرشان زُل زدند و دهانشان یک وجب و نیم باز ماند. پیرمرد در ادامه گفت: "یادتان باشد تحت هر شرایطی شما باید حداقل پنج فرزند داشته باشید." پس با اضافه کردن چاشنی زور آن 5 چوب را هم شکاند. سپس رفت سراغ 6 چوب و 7 چوب و همین طور تا 14 چوب. اینجا که رسید رو به فرزندانش کرد و گفت: "حال این 14 چوب را هیچ کسی نمی‌تواند بشکند حتی قوی ترین مرد جهان. پس هر کدامتان باید 14 فرزند به دنیا بیاورید و بزرگشان کنید تا نصیحت مرا به فعلیت تبدیل کنید!" این شد که فرزندان ذکور به هیجان آمدند و گریبان دریدند و همدیگر را گاز گرفتند و در این میان 14 چوب هم زیر دست و پا شکست تا پیرمرد در فکر فرو رود که آیا 14 چوب برای فعلیت بخشیدن به نصیحتش کفایت می‌کرد یا خیر؟!

نظرات (0)

هنوز نظری ارسال نشده است

دیدگاه خود را بیان کنید

  1. Posting comment as a guest.
پیوست (0 / 3)
انتشار موقعیت

کلا حقوقی نمی‌گیریم که بخواد محفوظ باشه، ولی شما رعایت کنید!

طراحی و اجرا "مینا وب "