بود و نبود

یکی بود، باز هم یکی بود، چون بقیه بود و نبودشون مهم نبود. مهم اون یکی بود که بود. حالا اون یکی بود چرا فقط یکی بود و بودنش اینقدر مهم بود، هیچ نبودی هم نبود بدونه. اگه هم نبودی پیدا می‌شد بدونه، چون بودن خودش واسش مهم بود، کاری با بود نداشت.

نبودها یه آرزو بیشتر تو زندگیشون نداشتند و اون نبود بود بود، ولی بود چون خیلی بزرگ بود کسی نبود که بود رو نبود کنه. عده‌ای هم از نبودها که می‌خواستند بود بشن و خودشون رو از نبودی دربیارن شروع کردند به بودبازی. بعضی از این بودبازها به هر بودونبودبازی‌هایی که بود خودشون رو می‌چسبوندند تنگ بود و خودشون رو نیم‌بود می‌کردند. این نیم‌بودها ستون‌های اصلی بود بودند و نمی‌ذاشتند نبودها، نبود بود رو رقم بزنند. البته به طور طبیعی یکسری از نبودها با نیم‌بود و بود مشکل داشتند اما نیم‌بودها زحمت می‌کشیدند و مثل آب خوردن مشکل نبودها رو حل می‌کردند، به این صورت که یا نیم‌نبودشون می‌کردند یا کلا نبودشون می‌کردند و خلاص. با این کار نیم‌بودها، به جای اینکه تعداد نبودهای مشکل‌دار رو کم کنند، صبر نبودهای مشکل‌دار رو کم کردند که این امر باعث شد نبودها صبر رو کنار بذارن و شروع کنند به نبود کردن نیم‌بودها. اون نیم‌بودهایی که قابلیت نبود شدن داشتند که فبها المراد، ولی بقیه رو دیگه کربعلی مراد باید به دادشون می‌رسید.

با ادامه‌ی این روند باد بود کم‌کم خوابید و برای اولین بار تو زندگی بادی بودیش فهمید که بله، نبودها هم این وسط آدم هستند، ناسلامتی! این شد که بود به ظلم‌هایش در این سال‌های طول و دراز بادی بودیش اعتراف نکرد، تا خود نبودها بودش را گذاشتند کف دستش و فرستادنش برود بهشت! از اون تاریخ به بعد بود، که دیگه نبود و نیم‌بودی وجود نداشت و همه مردم شدند بود.

قصه ما به سر رسید، کلاغه آخرش به بود و نبودش نرسید!

 

نظرات (1)

This comment was minimized by the moderator on the site

درود
مطالب برگزیده ی وبلاگ به کانال تلگرامی بانوی نیمه شب انتقال یافت.

آدرس کانال:

http://telegram.me/midnightladyblogfa

منتظر حضورتان هستیم.

هنوز نظری ارسال نشده است

دیدگاه خود را بیان کنید

  1. Posting comment as a guest.
پیوست (0 / 3)
انتشار موقعیت

کلا حقوقی نمی‌گیریم که بخواد محفوظ باشه، ولی شما رعایت کنید!

طراحی و اجرا "مینا وب "