ضرب الملس

  • آتش بكند رقص ، اگر حاجي نباشد
  • احوال دل سوخته ته‌ديگ داند
  • از صحن كشور تا فلك از آن من / هر كجا گر ماند ، مابقي مال شما
  • اي مگس عرصه سيمرغ جولانگه توست ، گر كه پارتي داري
  • باران كه در لطافت طبعش خلاف نيست / ما وارديم به اثبات اين كه خلاف است
  • بپوش چشم خود وقتي آنان نمي‌پوشند
  • بر كسان اين ناكسان ، بسان مردان مي‌زنند
  • بيگانه دزد را به كمين مي‌توان گرفت / گر همه دزد باشند ما را خواهند گرفت
  • بي‌گناهي ، كم گناهي نيست در دنياي ما
  • تماشا كن كه يك ديدن حلال است / اگر شد چند تا ، اين اختلال است
  • تو اهل دانش و فضلي ، ما اهل ريزش و فضله
  • تو را چوب دادم كه هيزم كني / نه آنكه چماق بر سر مردم كني
  • جز كارداني هر چه خواهي هست در دكان ما
  • چرا عاقل كند كاري كه آرندش به اندرزگاه
  • حرف حق را قورت بده تا خفه نشوي
  • حلقش به طناب قلمش دوخته شد
  • خلق را امروزه با چند جفت چشم بايد ديد
  • در پس پرده به نام نقطه چين سر مي‌برند
  • در نوميدي بسي اميد است / اين اميد هم، نا اميد است
  • ز حرف حق نگيرد كسي حقوق
  • ز شاخ گاو چه داري اميد جز شاخ زدن
  • سبزه بر سنگ نرويد ، سنگ را بر عكس مكن
  • سبزه را تازگي ز افكار است
  • سبك‌تر مي‌روند راه ، مردم نادان
  • سخن تا نگفتي ببندت دهن / اگر آن نبندي سرت تو لگن
  • در سرزميني كه سيب زميني بكارند ، گوسفند مي‌رويد
  • پسته‌ي بسته زبان با زور لب خواهد گشود
  • شب، آبستن شد و گاو همه را زاييد
  • شرف خواهي سري به ناصرخسرو بزن
  • صدق گفتار بزرگان نوين، مردم بيهوشند
  • طوطي ز بيان حرف مردم شد عدو
  • عرق شرم از پرروئي صاحبش خشكش زد
  • عرصه شطرنج دولت، جاي منطق بازي نيست
  • عسل در باغ است و ميرزا در خواب
  • غرقه در فكر، به زندان نيز فكر بايد كند

چاپ شده در روزنامه وارش 93/10/25

نظرات (0)

هنوز نظری ارسال نشده است

دیدگاه خود را بیان کنید

  1. Posting comment as a guest.
پیوست (0 / 3)
انتشار موقعیت

کلا حقوقی نمی‌گیریم که بخواد محفوظ باشه، ولی شما رعایت کنید!

طراحی و اجرا "مینا وب "