قانون گرانش افقی زمین
هر بار که خودم را در یک صف میبینم، نمیتوانم به این فکر نکنم که چرا من همیشه آخر صف هستم؟ گویی که یک قانون نانوشته وجود دارد که میگوید من باید آخرین نفر باشم. به راستی اگر یک رویداد المپیک برای حضور در آخر صف وجود داشت، هر بار طلا میگرفتم.
باید اعتراف کنم که از دوران کودکی استعداد ویژهای برای ایستادن در صفهای نامتناهی مانند نانوایی در من متبلور شد. از همان زمان تاکنون، من به شدت از صفهای طولانی متنفر هستم و برای رهایی از آن شروع میکنم به فکر کردن درباره چیزهای عجیب و غریب در ذهن و اطرافم. در این حین، صف به طرز عجیبی جلو میرود و من همچنان در حال تفکرِ عمیق وقت را میکشم.
همیشه در صفهایی که قرار میگیرم، افرادی هستند که به نظر میرسد از من سریعتر هستند، زیرا آنها مثل تیرهایی از کمان رها شده، به جلو میروند. در حالی که من آرام و بیخیال ایستادهام و با خود فکر میکنم که چرا همه اینقدر عجله دارند. به همین دلیل است که من همیشه آخرین نفر در صف هستم و نمیتوانم از آن جایگاه جلوتر بروم.
یکی دیگر از دلایل این موضوع، قدرت جاذبه افقی زمین است. به نظر من، زمین به گونهای طراحی شده که من را به سمت آخر صف بکشد، زیرا هر بار که سعی میکنم به جلو بروم، احساس میکنم که نیرویی نامرئی مرا به عقب میکشد. شاید این نیروی جاذبۀ افقی زمین، که خودم کشف کردهام، همان نیرویی باشد که باعث میشود من همیشه آخرین نفر باشم.
در نهایت، باید بگویم که شاید این سرنوشت من باشد. شاید خداوند خواسته است که من همیشه آخر صف باشم تا بتوانم از همه چیز لذت ببرم و چیزهایی را ببینم که دیگران نمیبینند. مثلاً وقتی همه دارند به جلو میروند، من میتوانم به پرندهها نگاه کنم یا به گلهای کنار پیادهرو توجه کنم. پس، من با افتخار اعلام میکنم که من همیشه آخر صف هستم و این موضوع را اصلاً بد نمیدانم. چون زندگی پر از لحظات جالب و آموزنده است و من همیشه آمادهام تا آنها را تجربه کنم. پس بیایید با هم از صفهای طولانی که در پیش داریم، لذت ببریم!
چاپ شده در ویژه نامه پلخمون شماره 116 - روزنامه شهرآرا