فروشنده‌های بی‌اعصاب و بستنی قیفی!

در یک روز آفتابی، تصمیم گرفتم که برای خرید به فروشگاه زنجیره‌ای محل بروم. بالای در ورودی فروشگاه برگه‌ای چسبانده بودند که نوشته بود: «ورود انواع حیوان خانگی مانند سگ و گربه و انواع خوردنی مانند چیپس و بستنی به فروشگاه ممنوع است.» به نظر شما وقتی آدم هوس بستنی و چیپس می‌کند، چه کاری باید انجام دهد؟ آیا باید پا روی خواسته‌های خود بگذارد و آن‌ها را لگد مال کند؟! به نظر من خیر. پس در همان ابتدای کار وقتی وارد فروشگاه شدم یک بستنی قیفی و چیپس پیاز جعفری خریدم و همان جا باز کردم و شروع کردم به لذت بردن از خرید.

در این لحظه، فروشنده‌ها با چهره‌هایی خشک و بی‌اعصاب طوری به من نگاه می‌کردند که انگار ارثیه‌‌شان را بالا کشیده‌ام! یکی از فروشنده‌ها، با اخم‌های عمیق و چشمانی لیزری که همه چیز را سوراخ می‌کرد، انگار می‌خواست بگوید: «چته تو؟! چرا این‌قدر خوشحالی لامصب؟!» من هم با چشمان نافذم به او گفتم «نیومدم با تو بحث فلسفی کنم. فقط می‌خوام یه بستنی قیفی با چیپس‌ بخورم و از خریدم لذت ببرم!»

حالا بگذریم از این‌که وقتی بستنی‌ام عرق می‌کند و یک قطره روی زمین می‌ریزد، چطور همه چیز به هم می‌ریزد و فروشندۀ آن بخش با چشمان گرد شده طوری به من نگاه می‌کند که انگار می‌خواهد سر به تنم نباشد. شاید با خودش فکر می‌کند که من قرار است با این بستنی یک بلبشو راه بیندازم و کل فروشگاه را به هم بریزم. پس او باید با آمادگی کامل حواسش به من باشد تا اگر دست از پا خطا کردم با هر چیزی که دستش می‌آید به جان من بیفتد.

در نهایت، وقتی که بستنی قیفی و چیپسم را تمام کردم و از فروشگاه با دستی پر خارج شدم، به این نکته فکر کردم که زندگی خیلی ساده‌تر از آن چیزی است که بعضی فروشنده‌ها تصور می‌کنند. شاید اگر یک بار هم که شده، فروشنده‌ها حتی در لحظات حساس کنونی به جای اخم کردن، لبخند بزنند و با مشتری‌ها خوش‌برخورد باشند، دنیا، هم به کام آنها و هم به کام ما مشتریان شیرین‌تر خواهد شد. پس ای فروشنده‌های خشک و بی‌اعصاب! لطفا کمی شاد باشید، چون دنیا پر از بستنی و چیپس است!

چاپ شده در ویژه نامه پلخمون شماره 117 - روزنامه شهرآرا

نظرات (0)

هنوز نظری ارسال نشده است

دیدگاه خود را بیان کنید

  1. Posting comment as a guest.
پیوست (0 / 3)
انتشار موقعیت

کلا حقوقی نمی‌گیریم که بخواد محفوظ باشه، ولی شما رعایت کنید!

طراحی و اجرا "مینا وب "