سفری به اتاقهای انتظار!
به سال 2024 خوش آمدید، جایی که ماشینهای پرنده و دستیاران هوش مصنوعی قد علم کردهاند، ولی هنگامی که به مطلب پزشک خود مراجعه میکنید، شاید این حس را داشته باشید که وارد ماشین زمانی شدهاید که روی سال 1999 قفل شده است.
در اولین قدم منشی به شما میگوید: «کارت خوانمون خرابه. پول نقد همراتون هست؟ اگه نیست تشریف ببرید عابر بانک پایین ساختمون حداقل یه تومن بکشین، بیارین بالا. یه کپی هم از این فرم بگیرین.» آخر نمیدانم کدام شیر پاک خوردهای به ایشان گفته است که عابر بانک روزی یک میلیون تومان وجه نقد میدهد!
بعد رد کردن این مرحله، وارد مرحله دوم میشوید. آه، اتاق انتظار! شما آنجا در محاصره افرادی که به نظر میرسد «انتظار» را به سطح المپیک رساندهاند، مینشینید و رقابت تنگاتنگی را برای کسب مدال شروع میکنید. اگر توان کسب مدال را ندارید، باید سعی کنید مانند دو ماراتن فقط خود را به خط پایان برسانید. در برخی اتاقهای انتظار افراد آنقدر به هم نزدیک هستند که گاهی ممکن است آدم را یاد مترو یا اتوبوس بیاندازد. حتی در این میان، ممکن است یکی از بیماران در حال توضیح دادن جزئیات درد مزاجش باشد و شما به عنوان یک شنونده ناخواسته همه جزئیات زندگی او را از سَر تا انتهای روده متوجه شوید. در واقع در این اتاق دیگر حریم خصوصی معنایی ندارد، زیرا همه چیز با همه افراد به اشتراک گذاشته خواهد شد.
سرانجام، پس از شکست رکورد صبر ایوب، نام شما خوانده میشود. شما به اتاق معاینه میروید، ولی از دکتر خبری نیست. تعدادی دانشجو و گاهی دانشجونما آزمایشهای لازم را از شما میگیرند و نتایج را داخل فرمی که در دست دارید، یادداشت میکنند و دوباره شما را به ادامه رقابت برای کسب مدال به اتاق انتظار دعوت میکنند. چند ساعت بعد اگر زنده ماندید، نوبت شما فرا میرسد تا روی گل دکتر را ببینید.
بله، به پایان سال 2024 نزدیک میشویم، در حالی که جهان ممکن است با سرعت برقآسا از فناوریهای نوین استقبال کند، در مطب دکتر، ما هنوز در دنیای پارینه سنگی به سر میبریم. پس این بار که وارد مطب پزشک میشوید با خود گرز و پلخمون همراه داشته باشید.
چاپ شده در ویژه نامه پلخمون شماره 121 – روزنامه شهرآرا