مصاحبه حوزه هنري استان مازندران با اینجانب
گفت و گو با " فرهاد ناجی " طنزپرداز منتخب طنز مکتوب سال 91
فرهاد ناجی طنزنویس برجسته بابلی بر اساس نوشته «کی بود،کی بود،من نبودم!» رتبه نخست هفتمین دوره جشنواره سراسری طنز مکتوب را ازآن خود کرد . در پی این رخداد افتخارآفرین برای استان مازندران گفت و گویی با این نویسنده مطرح داشته ایم :
- آقای مهندس ناجی ، لطفاً خودتان را معرفی کنید ؟
فرهاد ناجي هستم متولد 26 ارديبهشت 1362 در شهرستان بابل . مادرم خانهدار و پدرم كارمند بازنشسته اداره كشاورزي است . در حال حاضر با مدرك ليسانس كامپيوتر گرايش سخت افزار از دانشگاه علوم و فنون مازندران با معدل بالاي هفده در سازمان جهاد كشاورزي استان مازندران به عنوان كارشناسIT مشغول به كار هستم.
- چگونه و از چه سالی فعالیتتان در حوزه طنز را آغاز کردید ؟
من در دوران راهنمايي و دبيرستان پيگير هفتهنامه گل آقا بودم و هر هفته سعي ميكردم آن را تهيه کنم و بخوانم . تنها به این خاطر که طنز را دوست داشتم و هيچ وقت به فكرم خطور نميكرد كه روزي خودم نيز طنزنويس شوم . بعد از 18 سالگي گاهي فقط به صورت تفنني مطالب طنزي به صورت خاطره براي خودم مينوشتم ولي تقريبا از سال 87 طنز را به صورت جدي دنبال كردم و موفق شدم در همين سال در سومين جشنواره طنز مكتوب جزو ده نفر برتر و در سال 88 در چهارمين دوره آن به مقام سوم كشور در بخش نثر طنز دست یابم . همچنين در همين سال در نخستين جشنواره طنز مكتوب يزد توانستم در بخش داستان مقام اول را كسب كرده و در بخش فيلمنامه تقدير شوم . در ادامه نيز سال 90 موفق شدم در هجدهمين جشنواره مطبوعات در بخش طنز مقام دوم كشور را در نشريات استاني سراسر كشور كسب نمايم .
- به عنوان یک طنز نویس چه تعریفی از طنز دارید ؟
طنز در لغت به معنای«طعنه زدن» است و در ادبیات به نوعی شیوه بیان غیرجدی اطلاق میشود . در ظاهر «طنز» خنده و در باطن آن نوعی تنبیه خفیف و آگاهی نهفته است . طنزپرداز با بزرگنمایی یک عیب قصد دارد صاحب آن عیب را متوجه نکتهای کند . البته هر كسي طنز را از ديدگاه خودش بيان ميكند و معمولا هر طنزنويسي تعريف خاص خودش را دارد ولي به نظر من طنز يعني بيان ناملايمات اجتماعي، سياسي، فرهنگي و ... در پرده و لفافه كه باعث شود در ذهن خواننده حداقل نيشخندي زده شود . اين نيشخند در واقع همان آگاه شدن خواننده را تداعي ميكند كه در برخي افراد ممكن است به صورت نيشخندي در ذهن و در بعضي ديگر خنده و حتي قهقهه نمود پيدا كند .
- جایگاه طنزنویسی در استان مازندران را در مقایسه با نقاط دیگر ایران چگونه می بینید ؟
در طول تاريخ ايرانيها مردماني شوخ طبع بودهاند و اين شوخ طبعيشان امروزه نيز در همين پيامكها و وبلاگها نيز ديده ميشود . همين دليل باعث ميشود ايرانيها سخت تر از مردمان ساير كشورها به مطلب طنزي واكنش نشان دهند . همين شوخ طبعي ايرانيان در طول تاريخ باعث ميشود كه ادبيات ما در حيث اين مقوله داراي ويژگيهاي خاص خود باشد و در آن افراد بيشماري از عبيد گرفته تا طنزنويسان معاصري مثل كيومرث صابري فومني، عمران صلاحي، ابراهيم نبوي و ... رشد و نمو كنند . بر اين اساس به عقيده من نميتوان شهر يا استاني را مهد طنزنويسان نام برد چون طنز نويسان معمولا به صورت انفرادي از نقطهاي از كشور رشد و نمو پيدا كرده و توانستهاند عرض اندام كنند .
البته در حال حاضر معمولا شهرها يا استانهايي كه به مقوله طنز اهميت بيشتري دادهاند توانستهاند طنزنويسان جوان و پيشكسوت اين عرصه را دور هم جمع كنند و باعث رشد و بلوغ فكري و ذهنيشان در اين زمينه شوند مانند شهرهاي تهران، مشهد و اصفهان . متاسفانه در استان ما به اين مقوله توجه كافي نميشود كه همين امر باعث شده طنز نويسان فعال آن به تعداد انگشتان يك دست هم نرسد . گرچه ما در استان مازندران نيز ظرفيت قابل قبولي براي رشد طنز نويسان داريم ولي اين مسئله نياز به كار مداوم و حمايت سازمانهاي مرتبط مثل حوزه هنري و ارشاد استان دارد .
- به نظر شما طنز نویسی در استان با چه چالش هایی روبرو است ؟
اگر طنز را در يك كلمه خلاصه كنيم ميشود "انتقاد" . البته انتقادي كه باعث شود مخاطب مطلب كه ممكن است يك شخص باشد يا گروهي از مردم جامعه به رفتار و عملي كه انجام داده است آگاه شود و در صدد جبران و يا اصلاح آن برآيد . البته چون در جامعه كنوني هر نوع انتقادي ولو انتقاد سازنده به ديد توهين تلقي ميشود اصلاح رفتار مد نظر آنچنان اتفاق نميافتد كه اين جاي تاسف بسيار دارد . به همين دليل اگر نگاهي به مطبوعات و نشريات مختلف موجود نگاهي بياندازيد ميبينيد كه صفحه و ستون طنز ندارند و يا اگر دارند سعي ميكنند در مورد مسائل كلي مطلبي درج كنند كه به شخص يا گروهي برنخورد، اين كار باعث ميشود سطح نوشته طنز پايين بيايد و به سمت جوك و لطيفه متمايل شود. همين مسئله را علاوه بر مطبوعات ، هم اكنون در فيلمها و سريالهاي طنز نيز ميتوان به عينه ديد. متاسفانه اكثر نشريات استاني به علل مختلف وارد اين حيطه نميشوند و ما مجبوريم مطالبمان را در نشريات استانهاي ديگر مثل تهران، مشهد و اصفهان به چاپ برسانيم. البته با توجه به گرانيهاي اخير به خصوص كاغذ، دست ما از نشريات اين استانها نيز كم كم دارد كوتاه ميشود و منبعد بايد بيشتر براي خودمان بنويسيم!
- اوضاع پژوهش در طنز چطور است ؟
كلا پژوهش و چاپ كتاب در اين زمينه بسيار ناچيز است . كافيست سري به يك كتابفروشي بزنيد و تعداد كتابهاي موجود در قفسه طنز را بشماريد . البته در دو سه سال اخير حوزه هنري تهران در چاپ كتابهايي در اين زمينه فعاليت بيشتري از خودش نشان داده و كتابهاي خوبي را به چاپ رسانده است كه اميدواريم اين كار در سالهاي آتي تداوم بيشتري پيدا كند .
- اولین نوشته طنزتان چه بوده است ؟ آیا آثارتان تا کنون به چاپ رسیده است ؟ نام ببرید ؟
اولين مطلب يا بهتر بگويم اولين مجموعهاي كه نوشتم اسمش را گذاشتم خاطرات يك ديوانه كه در آن از خاطرات واقعي خودم براي نقد رويدادهايي كه برايم قابل هضم نبودند استفاده كرده بودم . بعدها همين مجموعه را ادامه داده و عنوانش را گذاشتم عاقلترين ديوانه كه به عنوان كتاب اولم به چاپ رسيد . عنوان كتاب دوم من "يادداشتهاي يك افسر وظيفه" است كه توسط انتشارات سخن گستر مشهد به چاپ دوم رسيده و موضوع آن خاطرات دوران خدمت در راهنمايي و رانندگي شهر تهران است . البته بعد از اين چند كار و از سال 87 اكثر مطالب من در قالبهاي مختلف نثر طنز به نگارش درآمد و از تم خاطره نويسي فاصله گرفتم .