دانشگاه دارالجنون
اضافه شدن شهريه ثابت و متغير
درست يك سال بعد از ورود من به دانشگاه دارالجنون شايعهاي بر سر زبانها افتاد كه اي داد ، اي هوار شهريههاي دانشگاه افزايش زيادي خواهد داشت. سريع موضوع را از طريق جرايد و اينترنت پيگيري كردم ولي ديدم مسئولين محترم و غيرمحترم عنوان كردهاند كه دانشجويان عزيز نگران نباشند ، چون افزايش شهريه دانشگاهها فقط براي دانشجويان جديد الورود است ، آن هم به ميزان ده درصد نه بيشتر. خواندن اين خبر كه در تمامي جرايد به چاپ رسيده بود خيالم را راحت كرد ولي درست فرداي آن روز دوباره اين شايعه قوت گرفت. اين بار از طريق دانشگاه پيگيري كردم. مسئولان دانشگاه دارالجنون اعلام كردند كه براي دانشجويان ورودي سالهاي قبل فقط شهريه متغير افزايش خواهد يافت ، آن هم فقط ده درصد. دوباره خيالم راحت شد . اين راحتي خيال يك روز هم دوام نياورد و شايعه قبل دوباره قوت گرفت.
اين بار به امور مالي دانشگاه دارالجنون مراجعه كردم. آقاي امور مالي گفت : « طي بخشنامهاي كه الان به دستمان رسيده علاوه بر شهريه متغير ، شهريه ثابت وروديهاي قديم الورورد نيز افزايش خواهد يافت! » گفتم : « شهريه ثابت همان طور كه از اسمش پيداست شهريه ثابت است نه متغير. پس نبايد در طول تحصيل تغيير كند.» آقاي امور مالي گفت : « اگر بخشنامه كنند ميشود ، كار نشد ندارد! » پرسيدم : « ميزانش همان ده درصد است ديگر ، بيشتر كه نميشود؟ » گفت : « بله مطمئناً » اين بار خيالم كمي ناراحت شد ولي زياد داغ نكردم! فرداي آن روز درست روز ثبت نام ترم جديد شايعه به اوج خودش رسيد. رفتم انتخاب واحد كردم و پس از طي مراحل لازم رسيدم به تعيين شهريه. در كمال تعجب مشاهده كردم كه شهريه متغير و شهريه ثابت 50 درصد افزايش يافته است! ديگر خيالم راحت نشد هيچ ، خيلي هم ناراحت شد به طوري كه نوسانات برقم حسابي بالا رفت و فيوز سوزاندم. موضوع را كه پيگيري كردم ديدم يك بخشنامه داغ همان روز به دستشان رسيده است. در ابتدا باورم نشد ، در نتيجه خواستم تا بخشنامه را ببينم. آقاي امور مالي بخشنامه را از كشوي ميزش در آورد و به من نشان داد . خط به خط بخشنامه را خواندم ، همه چيزش درست بود. با ناراحتي برگه را به آقاي امور مالي دادم . در اين حين ديدم دستم جوهري شده. دوباره نگاهي به برگه انداختم و ديدم امضاي نامه هنوز خشك نشده است! آقاي امور مالي گفت : « ديدي گفتم هنوز داغه داغه.» سپس برگهام را امضاء كرد. ناگهان نامهرسان دانشگاه دوان دوان پريد توي اتاق امور مالي و گفت : «آقاي امورمالي ، نامه جديدي واستون دارم! » من كه ديديم اوضاع ممكنه باز هم بدتر شود سرم را انداختم پايين و سريع از دانشگاه خارج شدم! بعد از اين اتفاق من به اين نتيجه رسيدم كه هميشه شايعات ، واقعياتي هستند كه پيشاپيش براي پذيرش واقعيتهاي بزرگ انسان را آماده ميكند تا ما آدمها يك دفعه سنگكوب نكنيم !
هوا كردن حباب در كلاس نرمافزارهاي كاربردي
درسي داشتيم به نام نرمافزارهاي كاربردي. قبل از شروع كلاس تعدادي از دانشجونماها آلات شيطاني توليد حباب را قاچاقي به داخل كلاس آورده بودند و به عمل شنيع توليد حباب دست ميزدند! فكر كنم كلاس نرمافزارهاي كاربردي را با كلاس شيمي كاربردي اشتباه گرفته بودند. البته شايان ذكر است كه توليد اين گونه حبابها كاربرد ديگري از جمله جلب توجه مخاطبان خاص خود را در پي داشت كه مسلماً هدف اصلي اين دانشجونماها بود !
جلسه هماهنگي و توجيهي نمايندگان تشكلهاي دانشجويي
چند روز پيش جلسهاي بين نمايندگان تشكلهاي دانشجويي با حضور آقاي مسئول برگزار شد. در ابتداي جلسه آقاي مسئول گفت: «در ابتدا قبل از شنيدن صحبتهاي شما بايد مطلبي را عرض كنم. ما براي انجمن ها نه پول داريم نه مكان ! خوب ، حالا هر مطلبي را كه ميخواهيد بگوييد.» نمايندگان انجمنها با شنيدن اين سخن گهربار حسابي بادشان خالي شد و ديگر رمقي براي حرف زدن برايشان باقي نماند . به همين علت جلسهي شروع نشده ، به خوبي و خوشي به پايان رسيد !
رابطه شهريه دانشجويان با ازدواج كاركنان دانشگاه
آقاي امور مالي بعد از سالها صبر و شكيبايي و پس از دريافت تمامي شهريههاي دانشجويان جديد الورود و قديم الورود بالاخره توانست قسمتي از هزينه ازدواج خود را تأمين كند و به جمع مرغان بپيوندد ! ما اين قضيه را به فال نيك ميگيريم چون انشااله از ترم آينده شهريههاي دريافتي دانشجويان كفاف هزينه ازدواج يكي ديگر از كاركنان دانشگاه را خواهد داد !
