يادداشتهاي يك افسر وظيفه - قسمت سوم
كُدهای چندگانه
در اينجا منتخبی از كدهای چندگانه جریمه و توضیحات لازم برای هر كدام را مینویسم. امید است كه با دانستن این كدها فرهنگ رانندگی هر روز بدتر از دیروز نشود!
عناوین: توقف در محل ممنوع (پارك ممنوع) / توقف در محل ایستادن ممنوع (مطلقاً ممنوع) / توقف وسیله نقلیه در پیاده رو
توضیحات: دو كد اول بیشترین آمار نوع الصاقی را به خود اختصاص میدادند ولی كد سوم بسیار كم مورد استفاده قرار میگرفت. چون ما افسران وظیفه دلسوزی بودیم و خودمان را جای طرف مقابل میگذاشتیم، معمولاً از همان كد اولی كه از همه ارزانتر بود برای تمامی موارد فوق استفاده میكردیم. ولی وای به حال كسی كه میخواست زرنگ بازی در بیاورد! چطور؟ الان مثالی عرض میكنم. روزی طبق معمول به صورت الصاقی شروع كردم به جریمه اتومبیلهایی كه در پیادهروهای كناری تقاطع كارگر، كشاورز پارك كرده بودند. بعد از اتمام این كار به سر چهارراه برگشتم. الان پیش خود میگویید خُب میخواستند اتومبیلهایشان را در پیاده رو پارك نكنند. بله، ولی آنها هم یك جورایی حق داشتند! چرا؟ چون آنجا ابتدای طرح بود و هیچ جایی مثل پاركینگ یا كوچه خلوتی برای پارك اتومبیلهایشان وجود نداشت، در نتیجه آنها مجبور به این كار میشدند. الان میگویید خُب پس اگر شما این نكته را میدانستید چرا جریمه شان میكردید؟ به همان علتی كه قبلاً شرح داده بودم. ما باید كاری میكردیم كه هم هوای مردم را داشته باشیم هم هوای خودمان را! بگذریم. بعد از گذشت چند ساعت از مرحله اول جریمه كردن این خودروها، دوباره به مكان مربوطه مراجعه كردم تا سایر اتومبیلها را جریمه كنم كه ناگهان با تعجب چشمم به اتومبیل جدیدی افتاد كه گرچه جریمهاش نكرده بودم ولی روی شیشهاش قبض جریمه من الصاق شده بود! به اطرافم نگاهی انداختم دیدم قبض جریمه اتومبیلی كه قبلاً آن را جریمه كرده بودم زیر برف پاكنش نیست. بله درست حدس زدید، طرف خیال میكرد ما هلو تشریف داریم! بنده كه تا آن زمان از كد سكته آور 1146 به علت همان دلسوزیها استفاده نكرده بودم، این بار چنان استفاده كردم كه بیا و ببین! پشت قبض هم با خط درشت نوشتم این قبض متعلق به خودتان میباشد!
عنوان: استفاده از تلفن همراه و وسایل ارتباطی مشابه در حین رانندگی
توضیحات: وای امان از دست این تلفن همراه. ما هر چی میكشیم از همین تلفن همراه میكشیم! هر جا ترافیكی، سد معبری، تصادفی، چیزی اتفاق میافتاد دلیل اكثر آنها همین وسیله كوچك و دوست داشتی بود. رانندگان اگر از خیر هر چیزی میگذشتند (البته به زور ما و قبوض جریمه، نه داوطلبانه!) از خیر این یكی نمیتوانستند بگذرند. حال این نكته جالب است كه بعضیها با یك دست با تلفن همراه حرف میزدند و با دست دیگر مشغول كار دیگری میشدند. در نتیجه معلوم نبود با چه چیزی دارند رانندگی میكنند!
عنوان: خوردن، آشامیدن و استعمال دخانیت و پرتاب و یا ریختن ضایعات، اشیاء، آب دهان و بینی در هنگام رانندگی
توضیحات: چیزی كه عیان است چه حاجت به بیان است! البته ذكر این نكته لازم است كه استفاده از این كد زیاد توصیه نمیشد. چرا؟ چون بحث و بررسی و تحقیق و تفحص آن بعد از نوشتن قبض جریمه بالاتر از سایر موارد بود، در نتیجه هنگامی كه سرمان درد میكرد و یا در هنگام خنثی كردن اذیت و آزار رانندگان و راكبان خاطی از آن استفاده میكردیم. از قدیم گفتهاند: «هر كی خربزه میخوره و پوستشو میندازه تو خیابون باید پای لرزش هم بشینه!»
در مورد استعمال دخانیات باید عرض كنم كه چون بنده مرد شماره یك در مبارزه با استعمال دخانیات بودم، نزد رانندگانی كه پشت چراغ قرمز ایستاده بودند و سیگاری را بر لب داشتند و هی پُك میزدند تا ثانیه به ثانیه از عمرشان بكاهند، میرفتم و میگفتم: «میدونستید سیگار كشیدن در حین رانندگی هفت هزار تومن جریمه داره؟» اكثرشان از تعجب شاخ در میآوردند، بعضیها هم این حرف را به شوخی میگرفتند، ولی بقیه میگفتند: «چشم جناب سروان، الان خاموشش میكنم.» سپس ته سیگار را از پنجره اتومبیلشان به بیرون پرت میكردند. بعد دوباره با نگاهی معنی دار بهشان میگفتم: «انداختن زباله در خیابان هم هفت هزار تومن جریمه داره، پس میشه چهارده هزار تومن!» البته اینها همهاش در حد شوخی بود وگرنه اگر میخواستیم جدی عمل كنیم كه دیگر هیچ سیگاری در پشت رُل اجازه خودنمایی پیدا نمیكرد.
عنوان: توقف دوبله در معابر
توضیحات: رانندگان خیلی زرنگتر از این حرفها بودند! چرا؟ برای اینكه بیشتر اوقات سوبله (سه تا كنار هم) و چوبله (چهار تا كنار هم) توقف میكردند تا دوبله! اصلاً پارك دوبله در معابر یك چیز عادی بود، تا جایی كه اگر در خیابانی پارك دوبلهای نمیدیدیم باید بر سلامت چشمانمان شك میكردیم! حالا اگر سوبله یا حتی چوبله میدیدیم شاید كمی برایمان غیر عادی میآمد ولی باز نمیتوانستیم كاری بكنیم چون توقف دوبله ممنوع بود نه توقف سوبله و چوبله! در نتیجه پیشنهاد میكنم به عنوان این كد توقف سوبله و چوبله در معابر نیز اضافه شود تا این خلاء قانونی بر طرف گردد.
عنوان: ورود وسایل نقلیه غیر مجاز به محدوده طرح ترافیك
توضیحات: ما دو نوع طرح داشتیم. یكی طرح فرد و زوج و دیگری طرح ترافیك. طرح فرد و زوج همان طور كه از اسمش پیداست بدین شكل اجرا میشد كه در روزهای زوج اتومبیلهایی كه پلاكشان زوج بود و در روزهای فرد اتومبیلهایی كه پلاكشان فرد بود اجازة تردد داشتند. مهمترین روش برای فرار از دست این طرح ارائه برگه سرویس مدارس بود كه بعد از مدت كوتاهی گسترش فزایندهای گرفت به طوری كه حتی اتومبیلهای گران قیمتی چون ماكسیما نیز برای عبور از سد این طرح، برگه سرویس مدرسه به ما ارائه میدادند!
در طرح ترافیك كه زیر مجموعة طرح فرد و زوج هست به غیر از اتومبیلهای عمومی فقط اتومبیلهایی حق عبور داشتند كه هلوگرام مربوط به این طرح را روی شیشه اتومبیل خود نصب میكردند. این هلوگرامها را ابتدا شهرداری بعد از گرفتن مبلغ بسیار ناچیزی كه فقط بعضیها قادر به پرداخت آن بودند به وسیله نقلیه شخصی میداد. ولی بعضاً این هلوگرامها در وسط بازار با قیمتهای بسیار نازلتری (سه تا صد تومن!) توسط دستفروشان محترم به فروش میرسید! البته راههای دیگری برای فرار از این طرح وجود داشت و آن استفاده از كارتهای خبرنگاری بود كه عمه من نیز میتوانست آن را به راحتی تهیه كند، چه برسد به مردم خلاق و مبتكر ما كه كافی بود خودشان اراده كنند و با اندكی آشنایی با برنامههایی مثل فتوشاپ كارتی بسازند كه خود روزنامه یا مجله مورد نظر دهانش از حیرت باز بماند! گرچه بعد از بالا رفتن پِخِمان دیگر هیچكدام از این حناها برای ما رنگی نداشت ولی خُب برای افسرانی كه تازه راه افتاده بودند و هنوز مثل ما راه و چاه را یاد نگرفته بودند این حناها به نوعی قابل استفاده بود!
