مشاوره اينجانب براي خواب‌هاي شما / آذر 90

يك قهوه‌چي: ديشب خواب ديدم كه يك مشتري هم وارد قهوه خانه من نشد. من هم از فرط بيكاري هي براي خودم چاي پررنگ مي‌ريختم و مي‌خوردم كه ناگهان فكري به ذهنم خطور كرد و تصميم گرفتم هر چايي كه مي‌خورم پولش را بگذارم داخل دخل. سر آخر موقع رفتن به خانه كل پول جمع شده از دخل را برداشتم و با شادي مضاعف به خانه رفتم. به نظر شما اين شيوه خوبي براي مديريت يك قهوه خانه است؟

اينجانب: قهوه‌چي عزيز، از اينكه اينقدر آدم ساده‌اي هستيد خوشحالم چون هيچ وقت پير نشده و سكته نخواهيد كرد. اين خواب شما تعبير بدي دارد كه البته با طرز فكر شما فكر نمي‌كنم تاثيري روي روند زندگي شما و امثال شما بگذارد. تأثير آن را ما و مردم ديگر خواهيم چشيد. فقط اين نكته را بدانيد كه آن چاي پررنگ در اصل ذخاير نفتي و گازي ماست كه قرار است به مردم خودمان پيش فروش شود نه چاي ديشلمه يك قهوه خانه كه شما در خوابتان مشاهده كرديد.

 

يك سرپرست خانوار: خواب ديدم كه در منزلمان يك صندوقي به نام "صندوق ذخيره فرضي" درست كرده‌ بوديم و هر روز پولي كه اضافه مي‌ماند را درون آن مي‌ريختيم. ولي آخر ماه كه درش را باز كرديم يك قران هم داخلش نبود. به نظر شما اين خواب نشان دهنده‌ي چيست؟

اينجانب: عزيز دل برادر، بر اساس گفته‌هاي خودتان اين صندوق ذخيره فرضي بوده نه حقيقي، پس مقدار پولي هم كه ظاهرا داخلش مي‌ريختيد فرضي بوده نه واقعی. برادر من، مشكل از صندوقي كه در خواب ديديد نبوده است، شما مي‌بايست مشكل را در خودتان جستجو كنيد و ببينيد كه آن پول‌هاي حقيقي را در كجا حيف و ميل كرده‌ايد كه نمي‌خواهيد صدايش را در بياوريد.

 

يك كارگر بازار فرش: چند شب پيش خواب عجيبي ديدم كه باعث شده است چند شب پياپي ديگر خواب به چشمانم نيايد. خواب ديدم كه مرحله دوم طرح قانون هدفمندي يارانه‌ها اجرا شده و من را از ليست يارانه بگيران حذف كرده‌اند ولي تمامي تاجران عمده فرش از جمله ارباب من همچنان يارانه‌يشان را دريافت مي‌كنند. آخر اين چه خوابي بود كه من ديدم؟!

اينجانب: كارگر عزيز، هر كسي خربزه مي‌خورد پاي لرزش هم بايد بنشيند. شما همان چند سال پيش موقع پر كردن فرم‌هاي خانوار مي‌بايست آن طور كه بايد فرم‌ها را پر مي‌كرديد نه آنكه هر چي داشتيد و نداشتيد را در آن قيد مي‌كرديد، درست مثل تاجران مذكور. مطمئن باشيد اگر فرم پر شده ارباب خود را ببينيد خودتان حاضريد ماهيانه يك چيزي هم دستي به وي بدهيد تا از گشنگي نميرند.

 

يك مهندس بيكار شده صنعت نفت: خواب ديدم كه ما به جاي آنكه نفت توليد و صادر كنيم، داريم نفت وارد مي‌كنيم. به نظر شما اين خواب نشان دهنده چيست؟

اينجانب: مهندس عزيز، خواب شما يك تعبير اخلاقي دارد و نشان دهنده اين موضوع است كه در شرايط بحراني اگر هم خودتان در مضيقه هستيد بايد دست معدود دوستان خود را كه وضعشان از شما بدتر است را بگيريد. پس اين موضوع را آويزه گوش خود كنيد و اين قدر گلايه و شكايت نكنيد و در عوض به بعضي از همنوعان خود كه از شما محتاجتر هستند كمك نماييد.

 

يك كارمند جزء: خواب ديدم كه براي افتتاح يك پروژه عظيم ارتباطي ما را به وسط كويري برده‌اند. در آنجا دو چوب روي زمين كاشته و يك رومان به آنها بسته بودند. چند نفري هم آنجا با چند كيف و چمدان حاضر بودند. يكي از حضار قيچي افتتاح پروژه را گرفت و رومان را بريد. سپس دو طرف كيف‌ها و چمدان‌هايي رد و بدل كردند و سوار ماشين‌هايشان شدند و رفتند. راستش من هر چي در آن برهوت دنبال چيزي گشتم كه نشان دهد براي افتتاح آن آمده باشند چيزي نيافتم. به نظر شما اين چه افتتاحيه‌اي بود؟

اينجانب: عزيز دل برادر، اين پروژه‌هاي ارتباطي با آن پروژه‌هاي ارتباطي مخابراتي فرق دارد. احتمالا اين پروژه نيز مثل صدها پروژه ارتباطي هست كه در حال حاضر انجام مي‌شود و در آن كيف و چمدان‌هاي 3 هزار ميلياردي هزينه‌هاي پروژه رد و بدل مي‌شود. به شما توصيه مي‌كنم اگر خودتان را دوست داريد، ديگر قيد ديدن چنيني خواب‌هايي را بزنيد.

نظرات (0)

هنوز نظری ارسال نشده است

دیدگاه خود را بیان کنید

  1. Posting comment as a guest.
پیوست (0 / 3)
انتشار موقعیت

کلا حقوقی نمی‌گیریم که بخواد محفوظ باشه، ولی شما رعایت کنید!

طراحی و اجرا "مینا وب "