مشاوره اينجانب براي خوابهاي شما / آذر 90
يك جوان بيكار: ديروز در خواب آگهي استخدامي را ديدم كه نوشته شده بود به تعدادي جوان با چهره و سر و وضع نامرتب با حقوق پايه ماهيانه يك ميليون تومان به همراه پورسانت عالي نيازمنديم. درجا به اتفاق يكي از دوستانم رفتيم به آدرسي كه در زير آگهي نوشته بود. يك شركت شيك با كلي منشي و خدم و حشم! در آنجا فرمي ده صفحهاي به ما دادند و از ما خواستند تمامي كارها و فعاليتهايي كه بلد هستيم را در آن به طور دقيق قيد نماييم. ما هم فرم را پر كرديم و داديم دستشان. گفتند برويد اتاق بقل آزمون تئوري بدهيد. آزمون تئوري را هم داديم با اينكه سئوالاتش عجيب و غريب بود.
رسيديم به آزمون عملي كه عجيب و غريبتر از آزمون تئوريشان بود. آخر سر بين كلي مراجعه كننده بالاخره توانستيم با مدارك و مهارتهايي كه داشتيم قبول شويم. آنقدر مشغول طي كردن پروندهيمان شديم كه اصلا يادمان رفت بپرسيم كارشان دقيقا چيست تا اينكه بعد از اعلام قبولي پرسيديم خب حالا بايد چي كار كنيم. فرمودند اين كاسه را بگيريد برويد سر فلان چهارراه بياستيد! گفتند اگر كارتان خوب باشد علاوه بر آن يك ميليون حقوق ماهيانه، پورسانت هم بهتان ميدهيم. شما بگوييد آخر من جوان تحصيل كرده با اين همه مدارك در خواب بايد بروم متكدي شوم؟!
اينجانب: جوان عزيز، شما خيلي بدشانس هستيد چون فقط در خواب چنين شغل نون و آبداري بهتان پيشنهاد شده است وگرنه در بيداري به همين راحتي ها كه چنين شغل پردرآمدي را به من و شما نميدهند. به شما توصيه ميكنم در بيداري سري به مكاني كه آن آگهي را ديده بوديد بزنيد. شايد هنوز هم كمي شانس برايتان باقي مانده باشد. لطفاً آدرس را كه گرفتيد به ما هم يك ندايي بدهيد.
يك آسيب پذير: چند شب پيش خواب ديدم كه براي خريد به بقالي سر كوچهيمان رفتهام و بعد از خريد چند قلم كالا يك ده هزارتوماني به مغازهدار دادم. منتظر دريافت مابقي پولم بودم كه يهو ديدم مغازهدار يك گالن يك ليتري گذاشت روي پيشخوان و گفت اين هم بقيه پولتون! در اينجا بود كه از خواب پريدم. نظر شما در رابطه با اين خواب چيست؟
اينجانب: آسيب پذير عزيز، خواب شما بدين معني است كه به زودي همين گالنهاي نفت يك ليتري و چند ليتري جايگزين پول ما خواهد شد چون قرار است نفت خام را به صورت اوراق سلف نفتي به شما عرضه كنند تا نفت توليد شده داخلي به علت نداشتن خريدار خارجي در دست مسئولان باد نكند. همچنين با اجراي اين كار ميتوان نفت خام را به عنوان حقوق به كارمندان و كارگران بدهند و به مرور زمان جايگزين واحد اصلي پول كشور نمايند.
يك معلم تاريخ: خواب ديدم در دادگاهي حضور دارم و وكالت شخصي را بر عهده گرفتهام كه ظاهرا روح يكي از پادشاهان كهن ايران زمين بوده است. حضار هم شاگردانم هستند و رياست دادگاه هم بر عهده وزير آموزش و پرورش. درست بعد از اينكه اتهامهاي موكلم قرائت شد بلافاصله راي دادگاه صادر گرديد بدون آنكه من و روح پادشاه بخت برگشته كه در دادگاه حضور داشت يك كلمهاي بر زبان بياوريم. حكم نهاييش هم اين شد: حذف از كتب تاريخي ايران. به نظر شما براي يك روح مي توان دادگاهي تشكيل داد و چنين حكمي را برايش صادر نمود؟
اينجانب: دبير عزيز، خودتان بهتر ميدانيد كه اين پادشاهان پدرسوخته كه 2500 سال از عمر ايران را به هدر دادهاند و ما را از اروپايياني كه آن زمان وجود خارجي نداشتند عقب انداختند بايد به نوعي حتي به شكل غيابي هم كه شده محاكمه و مجازات شوند. چون به اين علت كه ما به آنها دسترسي نداريم و به روحشان هم نميتوان حكم در خورد توجهي نثار كرد، تنها يك راه باقي ميماند و آن حذف از كتب تاريخي ايران است. پس بگذاريد كتب تاريخي ايران كمي خلوت شود تا جايي براي ثبت وقايع اخير و آتي داشته باشيم!
