كمتر از بيست بهم بدي روزگارت رو سياه مي‌كنم!

* استاد ، شما رو قسم ميدم به هر چي كه مي‌پرستيد. من شب امتحان دچار مشكلات روحي شديدي شدم. آخه مي‌دونيد چيه نمي‌تونم بهتون بگم ، اصرار نكنيد ... ولي خوب به شما ميگم ، دوست پسرم بعد از چهار سال يهو غيبش زد رفت مالزي. بعد از اونجا زنگ زده گفته وقت نكردم باهات خداحافظي كنم ، باي باي. آخه يكي نيست به اين پسره بي همه چيز ... استاد ببخشيد از بحث خارج شدم. داشتم مي‌گفتم خلاصه اينكه اين برگه دستتون رو ميبوسه. قول ميدم جبران كنم. هر چي شما بگيد انجام ميدم. حتي اگه بگيد واسه ماه عسل باهاتون بيام آمريكا !

* استاد ، وقت كم اُوردم وگرنه غير اين سوالي كه كامل واستون نوشتم بقيه سوالات رو فوت آب بودم. چي كار كنم دست خودم نيست خيلي كندم تو نوشتن. استاد اين دفعه رو شما كوتاه بياييد قول ميدم امتحانات بعدي وقت كم نيارم. استاد از زحمات شما هم خيلي ممنونم. اگه شما نبوديد من الان همون آدمي بودم كه قبلاً بودم. گرچه ، الان هم بهتر از قبل نشدم كه هيچ ... خلاصه اوضاع روحي روانيمم كه مي‌بينيد مناسب نيست، دارم هذيون ميگم. البته اين تيكه آخر رو فقط.

* استاد ، ميدونم كه دارم كار زشتي رو انجام ميدم ... نه نه يه وقت فكراي بد نكنيد. منظورم اينه كه درست نبود اين مطلب رو زير برگه امتحانيم بنويسم. ولي چي كار كنم مجبورم. مي‌تونيد از تمام فك و فاميل و در و همسايه ما سوال كنيد ببينيد من ديشب كجا بودم ... نه نگران نشيد خوشبختانه بيمارستان نبودم ... آخه مجبور شدم وگرنه منو چه به .... استاد من فقط در مورد شعار غزه و لبنان و ايران دو به شك بودم كه ديشب تمام شك‌هام بر طرف شد. الان ميدونم چي درسته چي درست نيست يعني تفهيم شدم كامل يا بهتر بگم لطف كردن بهم تفهيم كردن. استاد تو رو خدا لااقل شما هوای ما رو تو این برگه داشته باشید.

* استاد به خدا همه‌ش رو بلد بودم. داشتم سوال اول رو حل مي‌كردم ديدم ماشين حساب مي‌خوام. چون من يادم رفت ماشين حساب بيارم ، موبايلم رو كه در اُوردم تا از ماشین حسابش استفاده کنم که مراقب يقه‌ام رو گرفت كه چرا بلوتوث بازي ميكني! به خدا من مي‌خواستم از ماشين حسابش استفاده كنم ولي نميدونم يهو چي شد دستم خورد به بلوتوثش چند تا فايل اومد.  به خدا فايل‌هاي ناجور نبود. اتفاقاً درسي بود اين كه اشكالي نداشت. ولي مراقب برگم رو از دستم كشيد. اين مطلب رو هم زير برگه يواشكي دارم مي‌نويسم چون مراقب داره چرت ميزنه.

* سلام ، خسته نباشيد استاد ، ميدونم توقع زياديه ولي تو رو خدا نمره قبولي رو به من بديد. بابام چند سال پيش عمرش رو داد به شما ، پارسال هم مادرم دق كرد مرد ، ماه پيش هم عموم فوت كرد ، ديروزم داييم به رحمت ايزدي پيوست ، فردا پس فردا هم احتمالاً نوبت خودمه ، لااقل اين نمره رو بديد كه آسوده خاطر سرم رو بذارم زمين. استاد نذاريد اون دنيا سر پل صراط شرمندتون كنم!

* استاد گرامي ، اصلاً برام مهم نيست كه اين درس رو بيفتم يا نه ولي همون طور كه ميدونيد واحدي ]بييييييب[ تومان بايد شهريه اين درس كوفتي رو بدم. خرجم رو داداشم داره ميده ، اگه بهش بگم يه درس رو افتادم و دوباره بايد شهريه شو بدم مي‌کُُشتم. اگه من رو بكشه ، خونم گردن شما ميفته و بعدش مطمئناً عذاب وجدان مي‌گيريد. من فقط به خاطر خودتون ميگم كه من رو قبول كنيد وگرنه اصلاً واسه خودم مهم نيست که قبول بشم.

* با سلام حضور استاد گرامي. استاد عزيز و گرامي و گرانقدر و دوست داشتني من. من روز قبل از امتحان عروسيم بود. خوب خودتون كه بايد بيشتر منو درك كنيد آدم تا چند روز بعد از عروسيش دست و دلش به هيچ كاري نميره چه برسه به امتحان پايان ترم. همين كه اومدم امتحان دادم خودش شاهكاره. به خاطر همين هم چون در چنين شرايطي لااقل لطف كردم و اومدم امتحان دادم لطفاً يه نمره بالا بهم بديد. اِاِاِ اصلاً حواسم نيست بابا ، اميرحسين مثل اينكه با هم عروسي كرديما ، حواست باشه كمتر از بيست بهم بدي روزگارت رو سياه مي‌كنم.

* با عرض سلام و خسته نباشيد. اول اينكه مي‌خواستم از امتحان آب خوردنتون تشكر كنم. واقعاً دستتون درد نكنه. ايشاله بتونم جبران كنم. در ضمن با توجه به اينكه بنده آدم فعالي بودم و هميشه خودم رو نشون مي‌دادم و چند باري هم باهاتون اومدم جنگل و جاهاي ديگه كه خودتون خوب ميدونيد ، آيا به نظر خودتون حق من بيست نیست؟!

* استاد عزيز ، بنده تا الان دو بار اين درس رو افتادم. ترم آخرم هم هست. اگر اين ترم هم بيفتم كارم رو از دست ميدم. شما خودتون متأهل هستید مي‌دونيد من چي ميگم. اگر كارم رو تو اين شرايط از دست بدم زنم طلاقم ميده . انشااله جبران مي‌كنم. مطمئن باشيد يه روزي بدردتون مي‌خورم.

* استاد قربون اون شكل و ماهتون برم من. فقط مي‌خواستم بگم اون روزي كه با هم رفتيم بيرون رو يادتون نره تو نمره اين برگه لحاظ كنيد!

*استاد ارجمند ، چون اينجانب دانشجوي ترم اول هستم و در اين درس نمره‌ای کمتر از حد معمول اخذ نموده‌ام ، استدعاي عاجل دارم به منظور تشويق جواني كه براي راهيابي سريعتر به عرصه هاي سازندگي خود را آماده مي‌كند در نمره‌ام تجديد نظري نماييد و در نمره قبلي بذل و بخشش خود را فرود آوريد تا اينجانب دعاي خير و برکت را بدرقه راهتان سازم.

* استاد ، اين پنجمين باره كه دارم اين درس رو ميگيرم ، به خدا مخم ديگه كشش نداره ، تمام زورم رو زدم ولي نميدونم چرا هر دفعه هي گند ميزنم تو برگه. من بعد از خدا امیدم به شماست فقط.

* سلام استاد ، حاجي سلام رسوندند گفتند اون پونصد كيلو برنج ناقابل رو امروز فرستادن منزل. فقط گفتم در جريان كار باشيد. التماس دعا

چاپ شده در ماهنامه طنز ستون آزاد شماره ۴۵

نظرات (0)

هنوز نظری ارسال نشده است

دیدگاه خود را بیان کنید

  1. Posting comment as a guest.
پیوست (0 / 3)
انتشار موقعیت

کلا حقوقی نمی‌گیریم که بخواد محفوظ باشه، ولی شما رعایت کنید!

طراحی و اجرا "مینا وب "