سفره هفت سين غير چيدني بعضيها
سفر
-
بعضيها سفرشان را در اين دنيا شروع ميكنند و در ادامه از آن دنيا سر در ميآورند.
-
بعضيها بيست ليترشان را برميدارند و به جاي اينكه نروند سفر ميروند پارك سر كوچهشان ، چونكه ميدانند سال ديگر بدون بنزين تا همين پارك سر كوچه هم نميتوانند بروند.
-
بعضيها اجباري و اختياري ميروند سفرهاي خارجي و پشت سرشان را هم نگاه نميكنند.
-
بعضيها با زبان خوش سفر ميكنند به آن دنيا و بعضي ديگر با زبان ناخوش.
ساحل
-
بعضيها خودشان را هم بكشند به ساحل نميرسند.
-
بعضيها كه در ساحل هستند ، كساني را كه وارد كشتي ميشوند مسخره ميكنند ولي بعد معلوم ميشود آن ساحلي كه ايستادهاند يك جزيره متروك بيش نبوده است.
-
بعضيها هم متوجه نميشوند كه كشتيشان سوراخ است و نميتوانند سالم به جايي برسند چه برسد به ساحل.
-
بعضيها اصلاً از كشتي ، ملوان ، كاپيتان و ... دل خوشي ندارند و خودشان را پرت ميكنند داخل آب. (چراي آن را بايد از خودشان بپرسيد ، البته اگر زنده ماندند.)
ساز و برگ
-
بعضيها در حالي كه ساز ميزنند برگهاي اسكناس را هم جمع ميكنند.
-
بعضيها با سازشان باعث ريزش برگها ميشوند.
-
بعضيها ساز زدن بلد نيستند ولي برگ ريختن را فوت آبند.
-
بعضيها ساز و برگ خودشان را بر اساس باد تنظيم ميكنند.
سينه
-
بعضيها جون به جونشون كني فقط سينه مرغ ميخورند.
-
بعضيها سوار بر موجهاي بعدي آنفولانزا سينه پهلو ميكنند.
-
بعضيها با سينه خيز رفتن كلي پول پارو ميكنند.
-
بعضيها هم سينه خودشان را براي ديگران چاك ميدهند.
سرشماري
-
بعضيها طوري سرشماري ميكنند كه قند در دل كسي آب نشود.
-
بعضيها هنگام سرشماري سر خودشان را نميشمارند.
-
بعضيها سَرِ سرشماري را آنقدر بالا ميبرند كه از صفحه كاغذ هم بيرون ميزند.
-
بعضيها اصلاً شمارش بلد نيستند ولي در سرشماري استادند.
-
بعضيها معكوس سرشماري ميكنند و سرهاي شمرده شده را يكي يكي كنار ميگذارند.
-
بعضيها سرشماري چند سال قبل را به نفع خود مصادره ميكنند و سرشماري امروز را ميگذارند پاي ديگران.
سرعت
-
بعضيها سرعتشان را با دنده عقب ميآزمايند.
-
بعضيها اعتقاد به ترمز ندارند و براي كاهش سرعتشان ترمز نميگيرند.
-
بعضيها عاشق سرعت هستند و هميشه در خيالشان گاز ميدهند.
-
بعضيها سرعت را فقط در هوا كردن يك بادبادك ميبينند.
-
بعضيها ميخواهند با گاري به سرعت بيش از سيصد كيلومتر بر ساعت برسند.
-
بعضيها تمام قطعات اتومبيلشان را ميفروشند و انتظار دارند اتومبيلشان هر روز تندتر از روز قبل راه برود.
-
بعضيها سرعتشان مثل لاكپشت است ولي هميشه مدالهاي طلا را درو ميكنند.
ساده لوحي
-
بعضيها فكر ميكنند كه هر چيز ساده خوب است.
-
بعضيها ساده لوح هستند و به لوحي كه گرفتند افتخار ميكنند.
-
بعضيها خودشان را ميزنند به ساده لوحي ولي زرنگ بازي در ميآورند.
-
بعضيها هم لوحهاي ساده خود را ميكَنند و فقط ساده زندگي ميكنند.
