مشاوره اينجانب براي خوابهاي شما / اردیبهشت 89
يك كارگر شرمندهي خانواده : ديشب خواب ديدم كه سهميه نوروزي بنزين ما بيست ليتر تعيين شده است. از آن هنگام تا الان دچار استرس شديدي شدم. آخر من زن و بچهام را با اين بيست ليتر كجا ببرم؟!
اينجانب : برادر عزيز ، هر كجا كه دلتان بخواهد ميتوانيد ببريد. كافيست در ابتدا مقصدتان را مشخص كنيد ، پس بيست ليتر را داخل باك اتومبيلتان ريخته و سفر خود را آغاز نماييد. هر جا كه بنزينتان تمام شد به منظور ايجاد شور و نشاط بيشتر و انجام حركات ورزشي به منظور قهرمان پروري و همچنين آب شدن يك عدد پستهاي كه به اتفاق خانم بچهها نوش جان كردهايد ، شروع كنيد به هل دادن اتومبيل. حالا اگر مشكل هل دادن داريد ميتوانيد مقصدتان را بر اساس زورتان تعيين كنيد.
يك خانم دو به شك : خواب ديدم كه از تلويزيون شنيدم كه پيامكهاي تلفن همراه در چين كنترل شده و مشتركان در صورت ارسال پيامهاي كوتاهي كه محتواي غيرقانوني يا نامناسب دارند ، از ارسال پيامك بازداشته خواهند شد. صبح كه بيدار شدم و تلويزيون را روشن كردم ديدم فرمانده نيروي انتظامي خودمان گفته است كه ایمیلها و اساماسها کنترل میشود. به نظر شما آيا اين دو اتفاق با هم ارتباطي دارد؟
اينجانب : بله مسلماً ارتباط دارد. مگر نشنيديد كه ميگويند علم را بياموز حتي اگر در چين باشد. پس اين مسئله نشان ميدهد كه ما از قديم الايام هم با چين تبادلات فرهنگي زيادي داشتيم ، داريم و انشااله خواهيم داشت!
يك دختر با هفت سال سابقه ترشي خوري : خواب ديدم كه روي مبل خانهيمان لم دادهام و دارم استراحت ميكنم كه ناگهان تلويزيون خودبهخود روي شبكه يك روشن شد. يكي از نمايندگان مجلس داشت سخنراني ميكرد و ميگفت: « براي جلوگيري از رواج فساد و فحشا در جامعه بايد ازدواج موقت را بين دبيرستانيها رواج داد ... » كنترل تلويزيون را از روي ميز برداشتم و زدم كانال دو. يك مسئول ديگر در گفتگوي دیگری ميگفت: « براي جلوگيري از تحريك غرايز جوانان ، دختران و پسران بايد تفكيك شوند و ميبايست دانشگاههاي دخترانه و پسرانه ايجاد گردد ... » زدم كانال سه. يكي از مسئولان در مسئله نظم اجتماعي ميگفت: « بيرون ماندن موي يك دختر را تحمل نخواهيم كرد و گشت ارشاد با تمام قدرت به كار خود ادامه خواهد داد ... » زدم شبكه چهار ديدم يكي ديگر از مسئولان ميگويد: « باید قانون چند همسری را تصویب کنیم ... » همين كه خواستم بزنم شبكه پنج ، از خواب پريدم. اكنون قلبم دارد از حدقه بيرون ميزند! چه گِلي به سر بگيرم؟! میترسم شوهر گیرم نیاید.
اينجانب : خواهرم! شما نبايد هي اين كانال اون كانال ميكرديد. اين مسئله نشان ميدهد كه مشكل از مسئولان نيست بلكه مشكل از شماست كه هنوز حرف يكي تمام نشده ميزنيد يك شبكه ديگر و باعث ميشويد اين خوابهاي عجيب و غريب شما را آزار دهد. شما مبتلا به خود آزاري هستيد پس بهتر است خودتان را به يك دكتر متخصص نشان دهيد. در ضمن از ظواهر امر پيداست كه همين خوابها را ميبينيد كه شوهر گيرتان نميآيد وگرنه چيزي كه الان زياد است شوهر پولدار ، كاردار ، خانهدار ، ماشيندار و تحصيلدار است. مسئولان تمام مشكلات شما را حل كردهاند فقط خود شما ماندهايد كه آن هم به اميد خدا به زودي حل خواهيد شد! پس احتياجي نيست گِلِ خاصي به سر بگيريد چون مسئولان اين گِل را براي شما خواهند گرفت!
يك آقاي ناشناس : پدري به خوابم آمد و گفت: «پسري دارم كه كامپيوتر خوانده ولي بيكار است ، كار يا پول هم از دولت نميخواهم. تنها ميخواهم به رئيس جمهور بگوييد كه خيلي از بچههاي خوب كشور بيكار هستند. نميگويم به آنها كار بدهيد. عقيده دارم كه من به عنوان يك پدر ميتوانم 250 هزار توماني كه ماهيانه به فرزندم ميدهم را در اختيار دولت قرار دهم و دولت آن را به جوان من بدهد تا احساس حقارت نكند و احساس كند در اين كشور جايگاهي دارد.» به نظر شما اين خواب چه ربطي به من دارد؟
اينجانب : مسلماً ربط دارد! در حال حاضر همه چيز و همه كس به هم ربط دارند و اگر هم ربط نداشته باشند ما ربطش ميدهيم! تازه ، چون شما خودتان را ناشناس معرفي كرديد پس حتماً كارهاي هستيد كه اين پدر به خواب شما آمده است. در ضمن اين پدر ظاهراً خيلي وسعش خوب است كه ميتواند به پسرش ماهي 250 هزار تومان بدهد. البته اگر اين پدر دوباره به خوابتان آمد به وي اين مژده را بدهيد كه دولت خيلي وقت است كه اين طرح را شروع كرده و اكنون در مراحل پاياني آن به سر ميبرد ولي براي آنكه ريا نشود اقدامات خود را بيان نميكند. فقط مرحله آخر اين طرح يعني پرداخت آن 250 هزار تومان به پسرتان مانده است كه انشااله آن هم ظرف چند نسل آينده عملي خواهد شد!
چاپ شده در ماهنامه طنز ستون آزاد شماره ۴۷

