مزاياي ازدياد نسل از نقطه نظر ...
اقتصادي: يك حساب سرانگشتي كافيست تا متوجه سودي بشويد كه از اين راه نصيبتان ميشود. هر بچه يك ميليون تومان پيش سالي صد هزار تومان كه اگر بيست سال بعدش را حساب كنيد ميشود سه ميليون تومان ... نه ... ببخشيد ، احتمالاً اشتباه حساب كردم ... ميشود 120 ميليون تومان! چون تورم هم نداريم بيست سال بعد با حدود ده ميليون تومان از اين پول اگر پسر بود دامادش ميكنيد و اگر دختر بود با همين پول ميفرستيدش خانه شوهر. بقيهاش هم ميماند براي خودتان و منزل مكرمهتان. حالا حساب كنيد اگر تعداد فرزندانتان دو رقمي شود چه ميشود!
ورزشي: داشتم فكر ميكردم كه واقعاً مسئولان سازمان تربيت بدني هنوز متوجه نشدهاند كه مشكل اصلي نرفتن تيم ملي فوتبال كشورمان به جام جهاني كمبود جمعيت است؟! خُب وقتي جمعيت كم ميشود تعداد بازيكنان تيمهاي پايه به منظور تقويت تيم بزرگسالان نيز كاهش مييابد. با ازدياد نسل در هر خانواده ميتوان حداقل يك تيم فوتبال كامل در هر دو گروه آقايان و بانوان راه اندازي كرد. همچنين با ادامه اين روند در سالهاي آتي ميتوان با همكاري نوهها ، نتيجهها ، نبيرهها و نديدهها ساير تيمهاي ورزشي گروهي مثل بسكتبال ، واليبال و هندبال را نيز به همين شكل تقويت نمود.
اجتماعي: افزايش جمعيت باعث افزايش تنوع تفكرات ميشود كه اين خودش يك معضل است و البته قابل حل. بدين منظور با اضافه كردن دروس جديدي به مقاطع مختلف تحصيلي از دبستان گرفته تا دانشگاه و همچنين بازبيني قوانين موجود در رابطه با جذب معلمان و اساتيد دانشگاهها ميتوان اين مشكل را به راحتي حل كرد و افكار تمام اين 150 ميليون نفر را به مرور زمان يكدست نمود! اين يعني يك موفقيت بزرگ نه تنها در منطقه بلكه در سراسر جهان. آن وقت ببينيم ديگر كسي جرأت ميكند پيش ما لُنگ بياندازد!
گردش مالي: وقتي جمعيت زياد شود ، تعداد شعب دانشگاه آزاد زيادتر ميشود كه همين امر باعث ايجاد يك گردش مالي فوق العادهاي در جامعه ميگردد به طوري كه والدين دانشجو به همراه خود دانشجو از صبح خروس خوان تا بوق ... چخه ... كار كرده و سپس در ابتداي هر ترم درآمد ناشي از اين فعاليت مضاعف را به حساب اين دانشگاه واريز ميكنند. دانشگاه نيز قسمتي از اين پول را خرج هزينههاي دانشگاه نموده و به جامعه تزريق ميكند. حالا بقيهاش كجا ميرود و آيا راكد ميماند و يا مجدداً به آغوش گردش مالي كشورمان يا ساير كشورها باز ميگردد ، بماند!
هنري: هنگامي كه جمعيت مثل مور و ملخ يا بهتر بگويم مثل دارا و سارا زياد ميشود ، محدود بودن امكانات باعث ارتقاء و بالا رفتن آمار انواع و اقسام هنرهاي مردم ميگردد به طوري كه مردم هر روز كلي از وقتشان را براي كشيدن گوني خود از آب متمركز اين هنرها ميكنند كه چگونه زير آب كسي را بزنند يا از طريق چه هنرهايي سر ديگران را شيره بمالند و خيلي هنرهاي ديگر كه به علت طولاني بودن بحث در كتابي به شرح آن خواهيم پرداخت!
چاپ شده در ماهنامه طنز ستون آزاد شماره ۴۹

و در ادامه ...
سياسي: جمعيت بيشتر باعث درآمدن چشمان ابرقدرتها از كاسه ميشود به طوري كه آنها هر چقدر هويج بخورند و هويج نشان بدهند ديگر كارساز نخواهد بود چون با داشتن جمعيتي معادل 150 ميليون نفر و ايجاد يك ارتش مردمي كه آموزشهاي لازم و ضروري را ديدهاند ميتوان در مقابل هر نوع جنگ نرم و سختي پيروز شد.
جمعيتي: با رسيدن آمار ما به سقف 150 ميليون نفر و ادامه سياستهاي داخليمان مطمئناً تا آن موقع دست كم 150 ميليون ايراني ديگر در كشورهاي مختلف جهان خواهيم داشت به طوري كه در بعضي از اين كشورهاي غير دوست جمعيت ايرانيهاي مهاجر بيشتر از جمعيت ساكنان اصلي آن كشورها خواهد شد كه همين امر باعث ميشود تعداد استانهاي كشورمان در سراسر جهان افزايش پيدا كند!
فرهنگي: با بالاتر رفتن جمعيت ، فرهنگ غني ما هم از لحاظ كميت بالاتر خواهد رفت! حتي به جايي خواهيم رسيد كه قاتلان ما هم دست به كارهاي فرهنگي زده و فقط آدمهاي فرهنگي را به قتل خواهند رساند! كما اينكه سارقان عزيز براي جا انداختن اين فرهنگ به پيشواز رفتهاند و از اعمال قبيح خود دست برداشته و براي فرهنگ سازي دست به كارهاي فرهنگي از جمله سرقت مجسمه زدهاند!