مشاوره اينجانب براي خوابهاي شما / مهر 90
يك معتاد دستمال فروش: ديشب خواب ديدم كه كنار خيابان بساط پهن كردم و دارم براي امرار معاشم دستمال كاغذي ميفروشم. با اينكه قيمت روي دستمال كاغذيها بيست هزار تومان بود ولي مشتريها براي خريدنش صف كشيده بودند. در حال و هواي خوبي بودم كه يكهو دو تا مامور آمدند مرا جلب كردند و بردند. آخر مگر فروختن دستمال كاغذي براي يك معتاد جرم است كه ماموران محترم در خواب هم دست از سر من بر نميدارند؟
اينجانب: جناب معتاد، مطمئنا شما نتواسنيد سر ماموران مذكور را كلاه بگذاريد چه برسد به سر اينجانب. خيال كرديد بنده اطلاع ندارم كه مواد مخدر جدیدي به شکل دستمال مرطوب با نام "السیمن" به بازار آمده است؟ احتمالاً آن موقعي كه ماموران شما را جلب كرده بودند، دستمال كاغذي زياد مصرف كرده بوديد و خيال ميكرديد خواب ميبينيد. پس بهتر است اين قبيل فيلمها را جلوي قاضي بازي كنيد نه جلوي بنده.
مدير يك هتل در اصفهان: ديشب خواب ديدم با وجود خشك شدن زاينده رود، تخريب آثار باستاني و مسائلي از اين دست، تعداد مسافران خارجي ناگهان افزايش چشمگيري پيدا كرده است به طوري كه براي اولين بار در هتل ما اتاق خالي پيدا نميشد. البته تا اينجا خواب بسيار خوبي بود و اميدوارم تعبير خوبي داشته باشد. ولي چيزي كه مرا بسيار متعجب ميكرد اين نكته بود كه با وجود اينكه چهره مسافران خارجي هتل مختلف بود و نشان ميداد كه اهل كدام كشور يا منطقه هستند ولي همهشان چيني حرف ميزدند! به نظر شما آيا تعبير چنين خوابي ممكن است؟
اينجانب: هتلدار گرامي، ظاهراً شما در جريان نيستيد، چون قرار است بعد از واردات انواع كالاها و موجودات چيني، گردشگر چيني هم وارد كشور شود. حال با توجه به تخصص چينيها در مشابه سازي هر چيز و براي آنكه كسي اين وسط پيدا نشود كه بگويد چرا ما از ساير كشورها گردشگر نداريم و فقط از كشور دوستمان چين گردشگر جذب ميكنيم، قرار شده است با تغيير ژن و جراحيهاي پلاستيك اين گردشگران را با چهرههاي مختلف مردم كشورهاي جهان در بياورند تا اين مسئله در افكار عمومي جا بيفتد كه ما از اقصي نقاط دنيا گردشگر خارجي داريم.
يك خانم خانهدار: خواب ديدم كه در آشپزخانه منزلمان كه يك آپارتمان است در حال آشپزي هستم كه ناگهان شخصي كه از پشت بام آويزان شده است به پنجره ميكوبد و ميگويد خانم برو رسيورت رو بيار تحويل بده! ميخواستم ببينم واقعاً خواب زن چپ است يا من در را با پنجره اشتباه گرفتم؟! به نظر شما بايد چه كار كنم؟
اينجانب: خانم محترم، بر خلاف عدهاي كه ميگويند خواب زن چپ است، اتفاقاً خواب شما در اين مورد اصلاً چپ نبوده است. شما براي آنكه خيالتان از اين بابت راحت باشد كه در را با پنجره اشتباه نميگيريد، كافيست به ازاي هر پنجره بيروني ساختمان يك زنگ تعبيه كنيد، فقط لازم است براي اينكه دچار اشتباه نشويد صداي هر زنگ را متفاوت انتخاب كنيد تا در زمان لازم بدانيد زنگ كدام در يا پنجره را ميزنند و ميبايست از كدام در يا پنجره رسيور خودتان را تحويل بدهيد.
يك گاودار ورشكسته: چند شبي هست كه خواب ميبينم گاوهاي من و ساير همكارانم در حال پرواز هستند و تعدادشان روز به روز كمتر ميشود و ما هم براي جلوگيري از پرواز گاوها هيچ كاري از دستمان بر نميآيد. به نظر شما بايد چه كار كنيم تا در خوابهاي بعدي بتوانيم لااقل چند گاو را از پرواز كردن منصرف نماييم؟ به نظر شما مشكل اصلي اين گاوها واردات بي رويه است؟
اينجانب: گاودار عزيز، بر خلاف نظر بعضيها كه ميگويند واردات بي رويه باعث و باني پرواز اين گاوها هستند، بنده به شما اطمينان ميدهم كه مشكل اصلي خود شماييد. شما گاوهايتان را اگر خوب تربيت ميكرديد و بهشان چگونگي توليد شير و گوشت زياد را ميآموختيد و از لحاظ رواني روي آنها كار ميكرديد كه به جاي زاييدن يك گوساله، در هر زايمان هفت، هشت گوساله ميزاييدند و خلاصه مطلب اينكه مغز نداشتهشان را با آب حسابي شست و شو ميداديد اين اتفاق نميافتاد. اصلاً ميدانيد چيست، شما چرا از بين اين همه شغل رفتهايد گاودار شدهايد و به فكر توليد افتادهايد. برادر من در حال حاضر تمام توليدات ما را كشور چين تأمين ميكند پس ما نياز به توليد كالايي نداريم كه شما و امثال شما بخواهيد آن را توليد كنيد. پس بهتر است تا دير نشده برويد كارمندي، حقوق بگيري، چيزي شويد.
چاپ شده در روزنامه اصفهان زيبا ۹/۷/۹۰
