لبخند، حتی از نوع کاغذی!

بیشتر ما آدمای عوام (به جز بعضی خواص) وقتی توی کوچه و خیابون راه می‌ریم و به دنبال خرید مایحتاج اولیه‌ایم یا در حال رفتن به سرکار و مدرسه و دانشگاهیم، خواه ناخواه، چشم تو چشم می‌شیم. حالا ما اون دسته اقلیت رو که چشم‌شون از کاسه در می‌آد رو فاکتور می‌گیریم و فاکتور رو می‌دیم دست خودشون که بعدا اون دنیا هزینه‌ش رو پرداخت کنن. ولی بیشتر ما وقتی نگاه‌مون به هم‌دیگه می‌ا‌فته، معمولا سریع نگاه‌مون رو برمی‌گردونیم و به دور و برمون معطوف می‌کنیم. اگه این مسئله واسه شما هم اتفاق افتاده، که مطمئنا افتاده، اکثر اوقات با چهره‌ای درهم و خسته و ناراحت و غمگین روبه‌رو می‌شیم، مگه این‌که این چشم تو چشم با بچه‌ای خردسال بوده باشه یا بزرگ‌سالی که تونسته در ناملایمات زندگی کودک درونش رو زنده نگه داره، وگرنه بیشتر اوقات مورد اول صادقه.
پیشنهاد می‌کنم، این بار اگه این اتفاق میمون و مبارک رخ داد، سعی کنیم یه لبخند بزنیم و به طرف مقابل‌مون که نه می‌دونیم از کجا اومده و نه می‌دونیم به کجا می‌خواد بره، یه لبخند هدیه کنیم. شاید همین یه لبخند روز اون آدم رو بسازه و براش ارزش داشته باشه. البته ناگفته نمونه که گاهی ممکنه این موضوع عواقبی هم داشته باشه. مثلا ممکنه یه سیلی آبدار نوش جان کنین یا با کیف و عصا فرق سرتون هدف قرار بگیره، ولی با این حال اشکال نداره، چون شما دارین به وظیفه ذاتی و انسانی خودتون عمل می‌کنین و مسلما هر عملی هم که انجام می‌شه، درد خودش رو داره که باید تحملش کرد. اگه این کار برای شما سخت و طاقت فرساست، می‌تونین عکس لبخند رو روی تیکه‌های کاغذی بکشین یا چاپ کنین و بذارین تو جیبتون و بعد به مرور اونا رو در چنین موقعیت‌هایی هدیه کنین. البته حواستون باشه که روی این تیکه‌های کاغذ به جز عکس لبخند، شماره تلفنی چیزی نوشته نشه که داستان‌ها از همین جاها شروع می‌شه. پس لطفا ظرفیت خودتون رو بالا ببرین و اگه ظرفیت‌تون پایینه، بی‌خیال این راه‌کار عملیاتی بشین، چون عواقب سخت و جبران‌ناپذیری برای شما و اطرافیان‌تون به بار میاره.

چاپ شده در ویژه‌نامه پلخمون شماره 110، روزنامه شهرآرا 

نظرات (0)

هنوز نظری ارسال نشده است

دیدگاه خود را بیان کنید

  1. Posting comment as a guest.
پیوست (0 / 3)
انتشار موقعیت

کلا حقوقی نمی‌گیریم که بخواد محفوظ باشه، ولی شما رعایت کنید!

طراحی و اجرا "مینا وب "