نانوا هم جوش شیرین میزند!
بی شک میشه گفت وایسادن توی صف نونوایی نوستالژی همه ما ست و احتمالاً واسه ایرانیای آینده هم این داستان ادامه خواهد داشت، چون توی این مدت هیچ تغییر خاصی توی صف وایسادن ما اتفاق نیفتاده. البته نوستالژی داخل نونواییا از بین رفته، چون امروزه نونواییها از انرژی دست و پا و قرِکمر کمتر استفاده میکنن و مثل چوب خشک کنار وامیستن تا دستگاه خودش کار رو ببره جلو. الان دیگه توی بعضی مغازهها چرخ نونواییا حتی با یه نفر هم میچرخه، چون نونوا بعد از درست کردن خمیر، اون رو میریزه توی مخزن دستگاه و میره یه چرتی میزنه. تو این فاصله خمیر توسط ماشین صاف میشه، برش میخوره، وارد نقاله میشه و میپره توی کوره و از اونور یه نون یه دست و تمیز میآد بیرون. اصلا مگه میشه لذت اثر دوست داشتنی انگشت کثیف نونواها رو روی نون، سوختگیها، تقارن نداشتن نونها و حتی زدن جوش شیرین و ترش کردن معده رو فراموش کرد؟!
حالا اینا یه طرف، چیزی رو که فکر میکنم هرگز فراموش نمیکنیم، وایسادن توی صف و چاق سلامتی و لایی کشیدن بعضی آدمای دوست و آشنا از طُرُق مختلف بود که باعث میشد بیشترین فحش و نفرین و بد و بیراه توی همین طول و عرض جغرافیایی رد و بدل بشه. البته به تازگی این حرکت هم مثل بقیه کارای ما مدرن شده و به «نون کنجدی داری من ببرم؟» تبدیل شده. نکته اینجاست که بعضی نونواییای مدرنتر نون کنجدی معمولی دارن برای افرادی که زیاد دیرشون نشده و نون پرکنجد میزنن برای کسایی که دیگه خیلی عجله دارن! خدا بخیر کنه، از این به بعد ممکنه برای آدمایی که نمیخوان حتی یه ثانیه هم نوستالژی وایسادن توی صف نونوایی رو تجربه کنن، نونواها کلی کنجد پهن کنن تو تنور بعدش یه تیکه نون بربری بچسبونن روش و خدا تومن بدن دست این مشتریای شاسیبلند سوار.
خب خواهر و برادر عزیز، مثل بچههای خوب مدرسهای دست به سینه و ساکت منتظر بمونین نوبتتون بشه و یه نون معمولی تحویل بگیرین تا نه فحش نصیبتون بشه و نه لعن و نفرین و نگاههای چپکی. پس بیاییم دست به دست هم این طول و عرض جغرافیایی رو به طور کامل از این جریانها پاکسازی کنیم!
چاپ شده در ویژهنامه پلخمون شماره 112، روزنامه شهرآرا