هر کسی چطور خانه تکانی میکند؟
بعضیها فقط بلدند گرد و خاک کنند و کاری به خانه تکانی ندارند.
بعضیها لفظ خانه تکانی را اشتباه متوجه شدهاند و همه چیز ، حتی افراد خانه را هم حسابی تکان میدهند.
بعضیها بر اساس شرایط روزگار باورهایشان را میتکانند.
بعضیها فقط بلدند گرد و خاک کنند و کاری به خانه تکانی ندارند.
بعضیها لفظ خانه تکانی را اشتباه متوجه شدهاند و همه چیز ، حتی افراد خانه را هم حسابی تکان میدهند.
بعضیها بر اساس شرایط روزگار باورهایشان را میتکانند.
فعال يا غير فعال ، مسئله اين است !
شخصي در كلاس ما حضور داشت به نام آقاي قلي قليزاده قليآبادي كه وقتي به وي ميگفتيم: «دودوتا؟» ميگفت: «پنج تا!» و بعد اگر ميپرسيديم: «چرا 5 تا؟» ميگفت: «چون علم پيشرفت كرده است!» حالا شما حدس بزنيد اين شخص چطور در دانشگاه ما قبول شده است. بله ، درست حدس زديد با استفاده از سهميه فعال بودن ! ما بچههاي غيرفعال نه در ورود به دانشگاه شانس داريم نه در كاهش مدت خدمت وظيفه ! از قديم گفتهاند: «فعال ما از كرهگي دُم نداشت! »
تلفن زنگ زد. گوشي را برداشتم و گفتم: «كيه؟» شخصي آن طرف خط جواب داد: «آقاي فرهاد ناجي؟» گفتم: «بله، بفرماييد.» شخص مربوطه گفت: «من از جشنواره طنز مكتوب تماس ميگيرم. به شما تبريك ميگم ، شما جزو نفرات برتر جشنواره شناخته شديد. به همين علت از شما دعوت ميكنيم در اين جشنواره كه در روزهاي شنبه و يكشنبه 21 و 22 آبان ماه در حوزه هنري تهران برگزار ميشه شركت كنيد. ميخواستم ببينم اگه تشريف مياريد ، واستون هتل رزرو كنيم.» من در حالي كه از خوشحالي زبانم بند آمده بود گفتم: «بله ، حتماً خدمت ميرسيم.» بعد از خداحافظي گوشي را گذاشتم. رفتم تو فكر، با خودم گفتم: «شنبه و يكشنبه چهارتا كلاس دارم و دو تا امتحان ميان ترم! اينا رو چي كارش كنم؟!» به علت روابط عمومي بالا و داشتن تلفن اساتيد اين مشكل را تقريباً حل كردم! در نتيجه بعد از هماهنگيهاي لازم براي روز جمعه بليط تهيه كرده و آماده شركت در سومين جشنواره طنز مكتوب شدم.
خبر : یعقوب توکلی، رییس گروه مطالعات تاریخ وزارت آموزش و پرورش از اعمال تغییرات جدید در کتابهای تاریخ مقاطع راهنمایی و دبیرستان خبر داد و گفت: در این تغییرات "تاریخنگاریهای سیاسی و نظامی و پادشاهان" از کتابهای تاریخی این دو مقطع حذف میشود و کتابهای تاریخ جدید با "رویکرد فرهنگی و تمدن پرور" جایگزین آنها میشود و به جاي پادشاهان از چهرههاي تمدن سازي مثل زكرياي رازي استفاده خواهد شد.
مطالب زير قسمتي از كتاب "يادداشتهاي يك افسر وظيفه" هست كه به زودي به چاپ خواهد رسيد. فكر ميكنم تا الان كسي در مورد اين موضوعات و راهنمايي و رانندگي شهر تهران مطلبي ننوشته باشد ، بنابراين خواندن اين كتاب را به سايرين توصيه ميكنم.
قرار بود دانشجويان كارشناسي 84 و كارشناسي ناپيوسته 86 ساعت پنج صبح براي رفتن به اردوي فارغ التحصيلي جلوي در دانشگاه حاضر شوند ولي از ساعت شش صبح تازه سر و كلهيشان يكي يكي پيدا شد!
يكي از چهار اتوبوسي كه قرار بود دانشجويان را به ميانكاله ببرد در داخل محوطه دانشگاه تصادف كرد كه منجر به كشته شدن راننده اتوبوس نگرديد بلكه آينه بقل سمت چپ اتوبوس به ديار باقي شتافت كه باعث شد اتوبوس مذكور از دور مسابقات حذف شود! ( طبق آخرين اخبار واصله مسئولان دانشگاه مقصر اين سانحه را اشتباه خلبان گزارش كردهاند! )
شخصي در كلاس ما حضور داشت به نام آقاي قلي قليزاده قليآبادي كه وقتي به وي ميگفتيم: «دودوتا؟» ميگفت: «پنج تا!» و بعد اگر ميپرسيديم: «چرا 5 تا؟» ميگفت: «چون علم پيشرفت كرده است!»
آخرين مطلب من در آخرين شماره هفته نامه گل آقا
* استاد ، شما رو قسم ميدم به هر چي كه ميپرستيد. من شب امتحان دچار مشكلات روحي شديدي شدم. آخه ميدونيد چيه نميتونم بهتون بگم ، اصرار نكنيد ... ولي خوب به شما ميگم ، دوست پسرم بعد از چهار سال يهو غيبش زد رفت مالزي. بعد از اونجا زنگ زده گفته وقت نكردم باهات خداحافظي كنم ، باي باي. آخه يكي نيست به اين پسره بي همه چيز ... استاد ببخشيد از بحث خارج شدم. داشتم ميگفتم خلاصه اينكه اين برگه دستتون رو ميبوسه. قول ميدم جبران كنم. هر چي شما بگيد انجام ميدم. حتي اگه بگيد واسه ماه عسل باهاتون بيام آمريكا !
- كليه سايتهايي كه در آن از عبارت "چيز" استفاده شده باشد!
- كليه سايتهايي كه در آن از رنگهاي غير مجاز استفاده شده باشد!
- كليه سايتهايي كه عبارتهاي بييييييييب در آن بكار رفته شود!
چايي دمكشون: ميتوان گفت اين همان خواستگاري ساده ماقبل تاريخ است با اين تفاوت كه در اين مراسم آقاي داماد بعد از دم كردن چايي ، يك چايي ديشلمه براي عروس خانم و خانواده مكرمهاش ميآورد و قبل از اينكه چايي را به عروس خانم تعارف كند آن را روي خودش ميريزد تا همچنان سنتها حفظ شود!
قبل از افطار ...
پويا: بابا ، فردا عيد فطره؟
پدر: نميدونم ، چند دقيقه دندون رو جيگر بذار بعدِ افطار ميرم بالا پشت بوم بهت ميگم.
پويا: بابا ، اگه دندون رو جيگر بذارم روزم باطل نميشه؟!
پدر: نه نميشه ، اين جيگر مجازيه اشكال عُرفي نداره!
مدير روابط عمومي دانشگاه ما بايد داراي يك مدرك تحصيلي كاملاً مرتبط با شغلش باشد ، آن هم از يك دانشگاه معتبر. مثل كارشناسي رشته كشاورزي از دانشگاه دامغان !
مدير روابط عمومي دانشگاه ما بايد در تمام ساعات كاري پشت ميزش بنشيند و روزنامه بخواند تا روابط عمومياش قوي شود !
داستان زير منتخبي از سري داستانهاي بههم پيوسته با نام "عاقلترين ديوانه" است كه اميدوارم مورد توجه شما قرار گيرد.
جلسه نمایندگان دیوونه خونه های شهر
امروز قرار بود اولین جلسه نمایندگان دیوونه خونه های شهر ، ساعت 8 صبح در دیوونه خونه مرکزی برگزار شود . در نتیجه صبح اول وقت از خواب بیدار شدم تا خود را به موقع به جلسه برسانم . حدود ساعت 7.30 صبح خودم را به جلوی در دیوونه خونه مرکزی رساندم ولی در ورودی هنوز بسته بود . درنتیجه تصمیم گرفتم تا در پارک کنار دیوونه خونه کمی قدم بزنم . دلشوره عجیبی داشتم و همش به بچه های دیوونه خونه خودمان فکر می کردم . از بس تو این فکر ها بودم اصلاً نفهمیدم زمان چطور گذشت . نگاهی به ساعتم انداختم . ساعت 8.30 شده بود .
كلمه دانشجو از دو عبارت "دانش" به معني علم و "جو" به معني جستجو تشكيل شده است. پس دانشجو به كسي اطلاق مي شود كه در جستجوي علم و دانش باشد. اين نسل در حال حاضر همانند نسل دايناسورها انقراض يافته است. حال اگر بخواهيم خوشبينانه تر به قضيه نگاه كنيم و اين نسل را منقرض شده ندانيم ، مي توان گفت اين نسل در حال انقراض است.