چند وقت پيش به اتفاق همسرم براي ديدن نمايشگاه كتاب به تهران آمديم. در اخبار بارها و بارها شنيده بوديم كه از بازديدكنندگان نمايشگاه كتاب خواسته شده بود كه جهت روانتر شدن ترافيك شهري و نيز آسودگي بيشتر بازديدكنندگان جهت عزيمت به نمايشگاه كتاب ، از مترو استفاده كنند. ما هم چون بچههاي حرف گوشكني بوديم تصميم گرفتيم به وظيفه خود عمل كرده و جهت رسيدن به نمايشگاه كتاب از مترو استفاده كنيم.
ادامه مطلب
يك خانم خانه دار: ديشب خواب عجيبي ديدم. خوابم بدين صورت بود كه داشتم در آشپزخانه منزلمان سيب زميني سرخ ميكردم كه ناگهان صداي قهقهه بلندي به گوشم رسيد. چون ميدانستم در منزل كسي نيست خيلي ترسيدم. به آرامي صداي قهقهه را دنبال كردم. ديدم مرغ درستهاي كه پخته بودم و روي ميز نهارخوري گذاشته بودمش، دارد با صداي بلند ميخندد و خودش را تكان ميدهد. دقت كه كردم متوجه شدم كه سمت بريده شده مرغ پخته به سمت تلويزيوني كه روشن بوده، هست. سريع به سمت تلويزيون رفتم و تلويزيون را خاموش كردم. با خاموش كردن تلويزيون صداي قهقهه مرغ پخته شده روي ميز هم بند آمد. به نظر شما با وجود اينكه تلويزيون هم هيچ برنامه خندهداري در آن زمان نداشت چرا اين مرغ پخته تا اين حد داشت قهقهه ميزد؟
ادامه مطلب
يك مرد دو سال آزگار بيكار: چند روز پيش خواب ديدم كه انتهاي سال 91 شده است ولي برخلاف وعده ريشه كن كردن بيكاري تا آخر سال 91، من همچنان بيكار هستم. در نتيجه براي گله و شكايت از وضع چند سال بيكاري خود به سازماني رفتهام. بعد از بالا و پايين رفتن بيشمار از پلههاي سازمان سر آخر مسئولي به من گفت كه اسم و فاميليتان را بگوييد ما در كامپيوترمان بزنيم تا صحت يا عدم صحت حرفتان مشخص شود. اسم و فاميلم را گفتم. بعد از چند دقيقه به من گفتند كه اسم شما در اينجا جزو شاغلين هست. گفتم مگر ميشود، من الان چهار سال است بيكار بيكار هستم. مشخصات كلي من را پرينت گرفتند و دادند دستم. ديدم دو سال پيش جلوي شغل من در فرم نوشتهاند خانهدار! گفتم مرد حسابي مگر خانهداري شغل هست يا اصلاً مگر من زن هستم كه بشوم خانهدار؟! تعبير خواب بنده چيست؟
ادامه مطلب
يك جوان بيكار: ديروز در خواب آگهي استخدامي را ديدم كه نوشته شده بود به تعدادي جوان با چهره و سر و وضع نامرتب با حقوق پايه ماهيانه يك ميليون تومان به همراه پورسانت عالي نيازمنديم. درجا به اتفاق يكي از دوستانم رفتيم به آدرسي كه در زير آگهي نوشته بود. يك شركت شيك با كلي منشي و خدم و حشم! در آنجا فرمي ده صفحهاي به ما دادند و از ما خواستند تمامي كارها و فعاليتهايي كه بلد هستيم را در آن به طور دقيق قيد نماييم. ما هم فرم را پر كرديم و داديم دستشان. گفتند برويد اتاق بقل آزمون تئوري بدهيد. آزمون تئوري را هم داديم با اينكه سئوالاتش عجيب و غريب بود.
ادامه مطلب
يك شهروند زوج و فرد شده: ديشب خواب ديدم كه در پياده رو يك مأمور راهنمايي و رانندگي جلوي من را گرفته است و ميگويد لطفاً كارت ملي. گفتم به چه علت؟ فرمودند براي اينكه ميخواهم ببينم رقم آخر كارت مليتان فرد است يا زوج. گفتم عزيز دل برادر، مگر ما اتومبيل هستيم؟ فرمود خير، بخشنامه زدهاند كه منبعد موتور و شهروندان را هم زوج و فرد كنيد. گفتم آقاي عزيز من بايد بروم سركار نميتوانم كه اينجا بياستم با شما كل كل كنم. فرمود خب ميتوانيد برويد ولي پانزده هزار تومان جريمه ميشويد. گفتم من اگر دير برسم سر كار اخراجم ميكنند. فرمود: آن ديگر مشكل شماست. آن روز پانزده هزار تومان را دادم تا از كار بيكار نشوم. مجدداً چند شب بعد همان خواب را ديدم. اين چه خوابيست كه من چند شب است دارم ميبينم؟!
ادامه مطلب
يك دانشمند ايراني خارجي شده: بنده دانشمند فيزيك دانشگاه بركلي آمريكا هستم. ما در آزمايشكاهمان موفق به ساخت يك راديو شديم كه حتي با ميكروسكوپهاي معمولي هم قابل مشاهده نيست. متأسفانه از روي حواس پرتي با ظرف محتوي اين راديو، آب خوردم و فكر ميكنم آن را بلعيده باشم. چند شب پيش در خواب ديدم كه صداهاي ناهنجاري مغز مرا آزار ميدهد، فكر كردم شايد مشكل از همان راديو باشد ولي خوشبختانه تاكنون در بيداري مشكلي برايم پيش نيامده است. فردا هم قرار است براي كنفرانسي به كشور شما سفر كنم. خوشحال ميشوم تعبير خواب خودم را در روزنامه شما بخوانم.
ادامه مطلب
يك راننده زن بيآرتي: يك شب خواب ميبينم كه بعد از دوندگيهاي بسيار زياد من و دوستانم را به عنوان راننده بيآرتي استخدام كردهاند. شبهاي بعد خواب ميبينم كه به صورت اجباري بازخريدمان كردهاند. به نظر شما بالاخره ما ميتوانيم كارمان را ادامه دهيم يا خير؟
ادامه مطلب
ديكتاتور يكي از كشورهاي عربي: خواب ديدم كه با وجود بالا بودن رفاه اجتماعي، آزادي بيان، امنيت بسيار زياد، اقتصاد پويا، بيكاري زير صفر درصد و موارد اينچنيني، مردم دست به شورش زدند. به نظر شما اين خواب از زياد خوردن شام است يا توهمي زودگذر بوده است؟
ادامه مطلب
يك معتاد دستمال فروش: ديشب خواب ديدم كه كنار خيابان بساط پهن كردم و دارم براي امرار معاشم دستمال كاغذي ميفروشم. با اينكه قيمت روي دستمال كاغذيها بيست هزار تومان بود ولي مشتريها براي خريدنش صف كشيده بودند. در حال و هواي خوبي بودم كه يكهو دو تا مامور آمدند مرا جلب كردند و بردند. آخر مگر فروختن دستمال كاغذي براي يك معتاد جرم است كه ماموران محترم در خواب هم دست از سر من بر نميدارند؟
ادامه مطلب
يك شهروند اهل تركيه: خواب ديدم كه درياچه وان تركيه در حال خشك شدن است و باعث شده كه كل منطقه دچار نمكزدگي شود. به نظر شما در حال حاضر كه اين درياچه سور و مر و گنده هست بايد كاري كنيم؟ اگر خشك شود چي؟
ادامه مطلب